ما مدّعیان صف اوّل بودیم...

۱۷ مطلب در مهر ۱۳۹۹ ثبت شده است

سیوطی (البهجة المرضیة فی اسلوبها الجدید)

🔸 کتاب «البهجة المرضیة فی اسلوبها الجدید» (که حاصل اصلاح و بازنگری جمعی از اساتید حوزه بر کتاب «البهجة المرضیة» جناب «سیوطی» است)، از جملۀ کتب آموزشیِ ادبیات عرب (نحو) در حوزۀ علمیه می باشد.


🔹 با وجود اینکه چند سالی از ارائه این کتاب به جامعۀ حوزۀ علمیه می گذرد، تا کنون هیچ فایل صوتی یا تصویری در تدریس آن منتشر نشده و برای اولین بار است که محتوای این کتاب (إن شاء الله) بصورت کامل و تصویری و در زمانی بسیار کوتاه (تقریبا هر جلسه 35 دقیقه، با تدریس 3 صفحه)، در اختیار طالبین علوم اسلامی قرار می گیرد.

 

و مِن الله التوفیق.

 

ادامه مطلب...
۲۹ مهر ۹۹ ، ۱۸:۱۱ ۲۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

عاشق چیه این بودیم؟!

زیاد دیدم پدر و مادرهایی که از عکس های روزهای اول تولد بچشون خوششون نمیاد و حتی بعضا اصلا نگاهشون هم نمی کنن و میگن ما عاشق چیه این بودیم آخه!؟

چرا اینو میگن؟

خب چون الان خیلی بهتر از اون موقع است.

 

خدایا، به ما کمک کن طوری زندگی کنیم که وقتی به گذشته مون نگاه کردیم، از خودمون بدمون نیاد...

#دل_کده

#توییت_کده

۲۹ مهر ۹۹ ، ۰۶:۱۴ ۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

آیا اسلام، «زن» را موجودی پلید و ناپاک می داند؟!

چند روز پیش یکی از بزرگواران وبلاگ نویس، پیامی برای بنده فرستادن که به نظرم رسید اگه بصورت عمومی در موردش صحبت کنم بهتر باشه.

ایشون مطلبی خونده بودن که محتواش این بود که اساسا اسلام زن رو موجودی ناپاک و پلید میدونه...

در بخشی از اون مطلب اومده: «... در کتاب مصباح الانوار از حضرت امام محمّد باقر (ع) و آن حضرت از پدران بزرگوارش نقل نموده که فرمودند: همانا فاطمه (س)، دختر محمّد (ص)، «طاهره» نامیده شد به خاطر اینکه از هر عیب و نقصی پاک بود و همچنین پاک و بَری بود از هر پلیدی و فحشایی و همچنین هرگز حیض و نفاس را ندید.(مجلسی - بحارالانوار - ج۴۳ - ت قائم‌فرد - ب۲ر۲۰).

همون‌طور که می‌بیند اینجا داره می‌گه چون فاطمه پاک و به نوعی قدیسه و از هر «عیب» و «نقص» و «پلیدی» و «فحشا» «پاک» هست بنابراین حیض هم نمی‌بینه. پس حیض ناشی از عیب و نقص و پلیدی و فحشا و ناپاکی داره. البته توی یه روایت دیگه هم فاطمه و مریم رو بتول معرفی می‌کنند و در تعریف بتول باز هم از همین تعابیر استفاده می‌کنند و تهش به این می‌رسند که این دو زن قدیس حیض نمی‌بینند. وقتی توی لایه‌های مختلف این فرهنگ دقیق بشیم می‌بینیم هنوز هم اون نگاه پلیدانه و منحوس به قاعدگی جایی نرفته...»

 

بعد از فرستادن این مطلب، دو تا سؤال پرسیده بودن:

  1. آیا از لحاظ دینی این طرز تفکر درسته ؟
  2. چرا ما احکامی در این باره نداریم که مثلا کسی نباید با لباسی که خونی شده وارد مسجد بشه ، اما درباره «زنانِ قاعده» این حکم رو داریم؟ ( منظورم اینه که اگه غرض از این حکم نجس بودن "خون" بوده چرا همچینه؟!)

 

غرض ردّ این شبهه و پاسخ به این سؤالاته که البته لازمه چند نکته رو قبلش یاد آوری کنم، که در موارد مشابه، می تونه مفید باشه:

(پیشاپیش از طولانی بودن مطلب عذرخواهم)

ادامه مطلب...
۲۷ مهر ۹۹ ، ۱۹:۴۴ ۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

اگه برگردم...

* دانش آموز یا دانشجویی که یک سال تحصیلی رو به بطالت سپری کرده و حالا که ایام امتحانات شده، عمیقا دلش می خواد برگرده اول سال و از همون اول درسها رو سفت و سخت و محکم بگیره و با خودش می گه حتما از سال بعد بهتر درس می خونم...

* کسی که بخاطر بی احتیاطی و تصادف، اعضای خانواده اش رو از دست داده و الان خودش هم گوشۀ بیمارستانه، حتما با خودش می گه دیگه با بی احتیاطی رانندگی نمی کنم و عمیقا دلش می خواد که زمان برگرده و از اون گردنه با احتیاط عبور کنه...

* کسی که به خاطر انتخاب نادرست، حالا می خواد از همسرش جدا بشه، دلش می خواد زمان برگرده و این انتخاب رو نکنه و با خودش می گه قطعا تو انتخاب بعدی بیشتر دقّت می کنه و به حرف دلش گوش نمیده...

* وقتی یه اعدامی رو دارن می برن پای چوبۀ دار، قطعا از کاری که کرده پشیمونه و آرزوش اینه که برگرده و دیگه مرتکب جنایتی نشه...

 

می بینی؟!

بارها و بارها تو زندگی، خطاها و اشتباهاتی از ما آدما سر میزنه که ته دلمون می گیم: اگه فرصت جبرانش رو پیدا کنم، حتما درستش می کنم! اگه برگردم دیگه این اشتباه رو تکرار نمی کنم و...

امّا سؤال:

چند درصد این افراد، اگه فرصت جبران پیدا کنن، واقعا جبران می کنن؟!

اگه بعدا دوباره تو شرایط مشابه قرار بگیرن، دیگه اشتباه نمی کنن؟!

(این سؤال تو ذهنت باشه، به جوابش می رسیم)

ادامه مطلب...
۲۳ مهر ۹۹ ، ۰۵:۵۴ ۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

ای مهربان تر از...

اگه شما یه وسیله ای رو تا حالا نداشتین و حالا تازه خریدینِش، قطعا براتون جدیده و لذت داره و بهتر از اونی که همیشه اون رو داشته ازش استفاده می کنید و قدرش رو می دونید.

مثلا اگه شما تو خانواده ای متولّد شده باشین که از اول «خونه» و «ماشین» و... داشتن، هیچ وقت طعم خونه دار و ماشین دار شدن رو حس نمی کنید، اما کسی که یه عمر مستأجری و بی ماشینی کشیده و حالا تازه خونه دار و ماشین دار شده، خیلی بهتر می فهمه که چی به دست آورده.

...

ادامه مطلب...
۱۸ مهر ۹۹ ، ۰۵:۴۲ ۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

سومین اربعین (مسابقه بهترین خاطره و نقل قول از پیاده‌روی اربعین حسینی)

تو این روزها، شاید بهترین چیز برای تسکین دلهای داغدار از جاماندگی، مرور همین خاطراتی باشه که برامون به یادگار مونده.

از سفری که وقتی توشی، شاید اینقدر سختی بکشی که از اومدنتم پشیمون بشی، اما وقتی اربعین بعدی از راه می رسه، با خودت میگی: نه، نمی تونم کربلا نباشم...

ادامه مطلب...
۱۶ مهر ۹۹ ، ۲۲:۰۴ ۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

روانیِ اسید پاش!!

همیشه به ما گفتن شیطان دشمن انسانه. چقدر خدا تو قرآن نسبت به این مسئله هشدار میده!

 

«إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ‏ عَدُوًّا» [1]: قطعا شیطان دشمن شماست، پس شما هم او را دشمن بگیرید.

اما سؤالی که پیش میاد اینه که واقعا یه موجود مگه چقدر می تونه در دشمنی شدید باشه؟! آخه این همه دشمنی شیطان بخاطر چیه؟!

فقط بخاطر سجده نکردن؟! فقط بخاطر رانده شدن از بهشت؟! تکبّر؟! حسادت؟!

همۀ اینها می تونه باشه، ولی می خوام از یه زاویۀ دیگه به این قضیه نگاه کنم:

ادامه مطلب...
۱۴ مهر ۹۹ ، ۱۰:۳۹ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

دومین اربعین (مسابقه بهترین خاطره و نقل قول از پیاده‌روی اربعین حسینی)

از اونجاییکه غرض از چالشِ «خاطره و نقل قول از پیاده روی اربعین حسینی»، زنده کردن و به تصویر کشیدن وقایعی است که در این ایام، در سالهای قبل برامون اتفاق افتاده، تصمیم گرفتم خاطره ای از دومین اربعینم رو هم نقل کنم:

ادامه مطلب...
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۷:۱۱ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

اولین اربعین

می خواستم راجع به اربعین مطالبی بنویسم که دیدم آقای «میرزا محمد» چالش خوبی رو راه انداختن برای نقلِ خاطرات سفر اربعین. لذا تصمیم گرفتم با نقل چند خاطره در این چالش زیبا شرکت کنم:

ادامه مطلب...
۱۲ مهر ۹۹ ، ۱۰:۰۰ ۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

روغنی که باید بریزه!

شنیدین میگن «روغن ریخته رو نذر امام زاده کرده»؟!

بار معنایی این ضرب المثل خیلی منفیه. اگه به کسی این رو بگیم قطعا ناراحت میشه.

 

اما یه روغنی هست، که اتفاقا باید بریزه تا بشه نذر امام زاده اش کرد!!!

و ما خیلی ها رو دیدیم که این کار رو کردن و بقیه هم بهشون افتخار می کنن و اتفاقا آرزو دارن که اونها هم بتونن این کار رو بکنن!!!

ادامه مطلب...
۰۹ مهر ۹۹ ، ۱۷:۱۳ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

می زنی تو گوشش؟!

اگه بچه ات به خاطر بازیگوشی و سر به هوایی (خدایی نخواسته) محکم بخوره زمین و سرش بشکنه و خون بیاد، شمام یکی محکم می زنی تو گوشش که بچه حواست کجاست؟!

آدم عاقل همچین کاری می کنه؟!

قطعا نه؛

چون این طفلی خودش الان داغونه، زمین خورده، درد داره؛ من که نباید به درداش اضافه کنم.

 

برادر من، خواهر من؛

اگه یکی از اعضای خانوادت، یکی از دوستات، یکی از همکارات و... مرتکب یه خطا یا گناهی شده، مثل همین بچه ای می مونه که خورده زمین و سرش شکسته؛

اگه می خوای بهش تذکّر بدی، می خوای «امر به معروف و نهی از منکر» کنی، باید حواست باشه که دست گیری باشه، نه زدن تو گوش!

از روی دلسوزی و مهربونی باشه، نه عصابانیّت و نفرت!

اون خودشو زده، با گناه خودشو داغون کرده (ولو اینکه الان متوجه نباشه)، شما دیگه نزنش!

 

پ.ن: البته بسته به نوع «منکَر» انجام شده، و شخص انجام دهندۀ اون؛ امر به معروف هم متفاوت میشه؛ لذا مطلب بالا کلیّت نداره...

#دل_کده

۰۸ مهر ۹۹ ، ۰۵:۱۰ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

طول و عرض عمر!

یه «طول عمر» داریم؛ یه «عرض عمر»!

طول عمر همون تعداد سالهای عمر ماست که برای بعضیها کم و برای بعضیها بیشتره؛

و «عرض عمر» نحوۀ استفادۀ ما از طول عمره!

طول عمر، کمیّته و «عرض عمر» کیفیّت.

ممکنه کسی طول عمرش زیاد باشه، اما عرض عمرش کم؛

برعکسشم هست؛ کسی با طول عمر کم، چنان عرض عمری داشته باشه که بیا و ببین!!

 

و اگه هردوی اینها (طول و عرض) با هم باشن که دیگه نورٌ علی نورٌ!

از پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) روایت شده: « السّعادَةُ کلُّ السّعادَةِ طول‏ُ العُمرِ فِی‏ طاعَةِ اللَّه‏ِ عَزَّ وَ جَلَّ» [1]:

سعادت، همۀ سعادت طول عمر در طاعت و بندگی خداوند عزّوجلّ است.

(طول عمر که مشخصه یعنی چی، «در طاعت خداوند» هم یعنی عرض و کیفیت عمر).

 

اللهم ارزقنا...

#حدیث_کده

________________________

[1] شهاب الأخبار، قضاعی، محمد بن سلامه (قرن 4)، ص 133.

۰۷ مهر ۹۹ ، ۱۰:۳۸ ۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
محمد هادی بیات