ما مدّعیان صف اوّل بودیم...

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «همسر داری» ثبت شده است

ماه عسلِ نرفته!

یکی از رفقا، خاطره خیلی جالبی از ماه عسلش تعریف کرد که حیفم اومد ننویسمش:

 

«یکی دو ماه از عقدمون گذشته بود که با خانمم تصمیم گرفتیم بریم ماه عسل.

بلیط هواپیما رو تهیه کردم و چمدونا رو بستیم و منتظر روز پرواز شدیم.

...

روز حرکت فرا رسید.

علی القاعده باید یک ساعت، یا لا اقل نیم ساعت قبل از پرواز تو فرودگاه می بودیم.

یک ساعت به پرواز مونده بود که ما هنوز تو خونه بودیم و من منتظر حاضر شدن خانمم!

یک ربعِ پُر از استرسِ دیگه هم گذشت و شد چهل و پنج دقیقه به پرواز و من همچنان منتظر!!

تَهِ دلم می گفتم: «از پرواز جا می مونیم»، اما هنوز یه کورسویِ امیدی هم بود که می گفت: «نه! ان شاء الله می رسیم».

بالاخره خانمم آماده شد و حرکت کردیم به سمت فرودگاه...

چند دقیقه ای از حرکتمون نگذشته بود که خانمم یه دفعه گفت: «آخ! گوشیمو جا گذاشتم!»

گفتم: «ولش کن! نمی رسیم. جا می مونیم!»

که گفت نمیشه و لازمش دارم [ و البته واقعا لازم داشت].

به راننده تاکسی گفتم برگرده و اینجا بود که اون کورسوی امید رو هم از دست دادم و مطمئن شدم که جا می مونیم.

گوشی رو برداشتیم و دوباره حرکت کردیم،

امّا وقتی رسیدیم به فرودگاه، کار از کار گذشته بود و هواپیما آمادۀ پرواز و دیگه کسی بلیط ما رو چک نمی کرد...

...

گرچه از قبلش مطمئن بودم که جا می مونیم، اما اصلا دلم نمی خواست باور کنم که واقعا جا موندیم.

تا حالا تو دوران مجرّدی پیش نیومده بود که جا بمونم، اما این بار، به خاطر خانمم، اونم برای سفر ماه عسل، جا موندیم.

...

طبیعتا خیلی ناراحت بودم. هم به خاطر جا موندن، هم به خاطر هدر رفتن پول، هم به خاطر دیر آماده شدن خانمم، هم به خاطر اینکه دست از پا درازتر الان باید برگردیم و و و

شاید وقتش بود که اولین دعوای زندگی مشترکمون رو راه بندازم و لااقل یه کم توبیخش کنم که چرا اینقدر دیر کردی تا اینطوری بشه و...

اما با خودم گفتم: الان خانمم کاملا میدونه که مقصّره و خب اونم از اینکه جا موندیم ناراحته، حالا هی من بهش بگم چرا دیر آماده شدی؟! چرا دقّت نکردی؟! چرا گوشیتو از اوّل بر نداشتی؟! چرا؟ چرا؟ چرا؟ هیچ دردی رو که دوا نمی کنه بماند، بلکه به دردمون اضافه هم می کنه و کدورتی پیش میاد...

این شد که تصمیم گرفتم تو مسیر برگشت این مطلب رو اصلا به روی خانمم نیارم که هیچ، تازه بهش اطمینان خاطر هم بدم که اصلا ناراحت نیستم و هیچ اشکالی نداره و بالاخره پیش میاد و اصلا شاید صلاح نبوده بریم و ان شاء الله تو یه فرصت بهتر می ریم و...

ما میخواستیم بریم ماه عسل که خوش بگذرونیم، حالا نشده بریم؛ دلیلی نداره که الان بد بگذرونیم و ناراحت باشیم. ناراحتی چه دردی رو دوا می کنه؟!

...

همینقدر بگم که این برخورد من، چنان باعث جلب محبّت همسرم شد که وقتی فکرشو میکنم، می بینم قطعا اون سفر نمی تونست اینقدر محبّت من رو تو دل خانمم بیشتر بکنه!

و خلاصه اینکه ماه عسلِ نرفته ی ما، خیلی بیشتر برامون فائده داشت...»

#خاطره_کده

#خانواده_کده

۰۸ اسفند ۹۹ ، ۲۳:۰۵ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

فقط محبّت! همین.

«محبت دستوری و فرمایشی و سفارشی نیست. دست شماست. شما می­توانید محبّت خودتان را روز به روز در دل همسرتان زیاد کنید، چطوری؟ با اخلاق خوب، با رفتار مناسب، با محبت ورزیدن به او، با وفاداری...، محبّت محتاج تلاش و ابتکار است...

 

بجای اینکه از طرف مقابلتان توقع کنید که او مرتب به شما محبّت کند، از دل خودتان بخواهید که تراوش محبت او روز به روز بیشتر شود. محبّت به طور طبیعی، محبّت می ­آفریند.

زن و شوهر باید به هم محبّت داشته باشند، همین!

 

کارهایی که محبّت را کم می­کند، انجام ندهید. مواظب باشید چیزهایی که شما را از هم گله مند و بیزار می­کند، از شما سر نزند. درست نگاه کنید ببینید شوهر شما یا زن شما روی چه چیزهایی خیلی حسّاس است، از آنها اجتناب کنید

 

اگر یک وقتی خدای ناکرده یک کدورتی پیش آمد، باید لابه ­لای محبّت ذوبش کنید و از بین ببرید. نباید یک حرفِ کوچکی را بزرگ کنند و مرتّب کش بدهند، اینها نباید باشد...

بی محبّتی مرضی مُسری است، حتما به آن طرف دیگر هم سرایت می­کند.» [1]

#خانواده_کده

______________________

[1] مقام معظّم رهبری، مطلع عشق، ص 97، 98، 102، 103.

۰۷ بهمن ۹۹ ، ۰۵:۵۵ ۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

محبّت قطره چکونی!

بعضیا خیلی اهل حرف زدن و شوخی و خنده و اینا هستن و کلّا تو جمع همش صحبت می کنن و ممکنه از صد در صد حرفای (مثلا خنده دارشون) فقط 30 درصدش واقعا خنده دار باشه.

بعضیا هم هستن که کم حرفن و خیلی هم اهل شوخی و خنده نیستن.

این دستۀ دوم چون آدم ازشون توقع شوخی نداره، وقتی یه شوخی به مزّه هم که می کنن به دل آدم میشینه و ما رو خوشحال می کنه و...

میشه اسم این روش رو گذاشت «شوخی قطره چکونی»! یعنی آدم بنا رو بذاره بر کم حرفی و کم شوخی کردن، تا همون مواقعی کمی که شوخی می کنه دلنشین باشه.

 

بصورت کلی «رفتار قطره چکونی»، بعضی جاها، هم خیلی خوب جواب می ده و هم اساسا پسندیده است؛ مثل همین حرّاف نبودن!

اما بعضی جا ها هم اصلا خوب نیست؛

مثلا، «محبّت قطره چکونی» تو زندگی (مخصوصا زندگی مشترک) اصلا درست نیست.

اینکه کسی فکر کنه که نباید خیلی به همسرم محبّت کنم که هم قدر محبّتهای منو بدونه و هم پُر رو نشه و توقعش بالا نره اصلا صحیح نیست.

 

از پیامبر مهربانیها روایت شده: « کُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِیمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاء»[1]:

هر چه ایمان بنده زیاد شود، محبتش به زنان (همسران) نیز زیاد می شود.

 

حضرت آقا می فرمایند:

«زن و شوهر هرچه بیشتر به هم محبّت کنند، زیادی نیست. آن جایی که محبت هرچه زیاد شود، ایرادی ندارد، محبّت زن و شوهر است. هر چه به هم محبت کنید خوب است و خود محبّت هم اعتماد می­ آورد.

این محبّت زن و شوهر هم جزء محبّتهای خدایی است. این از آن محبتهای خوب است. هرچه بیشتر شود بهتر است» [2]

#خانواده_کده

#حدیث_کده

______________________

[1]: الجعفریات، محمد بن اشعث (قرن4)، ص 90.

[2]: مطلع عشق، ص97.

۲۹ شهریور ۹۹ ، ۰۶:۳۴ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

خلاصه کتاب مطلع عشق (توصیه های مقام معظم رهبری به زوجهای جوان)

کتبی که مخاطبش اخلاق و رفتار آدمی است را نمی­توان همچون کتب داستان، یکبار خواند و آن­را بست ـ و بوسیده و نبوسیده ـ کنار گذاشت، بلکه باید مطالبش را آویزۀ گوشِ مبارک کرده و لحظه لحظۀ زندگی در صدد عمل به آن باشیم.

 

«مطلع عشق» از همین جمله کتابهاست.

گرچه این کتاب خود «گزیده» ای از رهنمودهای مقام معظم رهبری به زوجهای جوان است، لکن می ­بایست مطالبش از آن هم «گزیده­ تر» شده و به عنوان جملات کلیدی، همواره در معرض سمع و نظرمان بوده و مجدّانه پیگیر عمل به مفادّ آن باشیم.

 

این شد که «گزیده» را «گزیده ­تر» کردیم.

از خداوند متعال، توفیق روز افزون بر عمل به آنچه که می­دانیم و دانستن آنچه که نمی­دانیم را خواهانیم.

دانلود فایل

#خانواده_کده

#تلخیص_کده

۲۵ مرداد ۹۹ ، ۱۵:۲۵ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

مؤمن و منافق سر سفره!!

وقتی اسم نفاق و منافق میاد، یاد سازمان «مجاهدین خلق» می افتیم و فکر می کنیم ما فرسنگ ها با نفاق فاصله داریم، در حالیکه شائبه هایی از نفاق می تونه تو وجودمون باشه، بدون اینکه حتی روحمون هم خبر داشته باشه!!

بذارین یه مثال بزنم:

پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «الْمُؤْمِنُ‏ یَأْکُلُ‏ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ‏ وَ الْمُنَافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ» [1]: 

مؤمن به میل و رغبت خانواده اش غذا می خورد اما منافق خانواده اش به میل و رغبت او!!

 

غذا خوردن فقط یِ مورده، یِ نمونه است، غرض اینه که مؤمن نظر خانواده اش براش خیلی مهمه و حتی به نظر خودش مقدمه.

تا وقتی تک و تنهایی، خب خودتی و خودت، اما وقتی شدی یِ خانواده، وقتی پای همسر و فرزند به زندگیت باز شده، دیگه تَکرَوی معنا نداره.

 

نفاق مثل ایمان درجات داره، اینم یکی از درجات نفاقه.

ببین تا حالا چقدر بخاطر میل و رغبت خانواده ات، با مهربونی و بدون منّت و بدون اخم و تَخم و امّا و اگر، از تمایلات خودت چشم پوشی کردی؟

 

چند بار خواستی اخبار نگاه کنی، بچَت خواسته کارتون ببینه، راحت کانال رو عوض کردی؟

نمونه هاش تو زندگی خیلی زیاده...

 

فکر کنید اگه همۀ اهل خونه تصمیم داشته باشن به این روایت عمل کنن، چه بهشتی میشه اون خونه و چه عشق و محبتی حاکم میشه.

#حدیث_کده

________________________________________

[1] اصول کافی، کلینی (قرن 3)، چاپ اسلامیه، ج4، ص12.

 

۲۰ مرداد ۹۹ ، ۲۰:۴۶ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

هواشو داشته باش!

فکر کن یِ ماشین داشته باشی که به بدترین شکل ممکن باهاش رانندگی می کنی و درِش رو مممممحکم می بندی و...، اگه به کسی امانتش بدی چطور باهاش رانندگی می کنه؟؟

 

طرف با خودش میگه: خودش هوای ماشینشو نداره، من چرا کاسۀ داغ تر از آش بشم؟ بعد پارو میذاره رو گاز...

 

عزیز من!

اگه شما هوای پدر و مادر و همسر و بچه هات رو نداشته باشی،

تو جمع ازشون عیب و ایراد بگیری،

تو جمع توبیخشون کنی،

تو جمع طوری باهاشون شوخی کنی که ناراحت بشن،

توقع داری دیگران چطور برخورد کنن؟

 

(اگه قسم خوردن مکروه نبود میگفتم:) به خدا قسم اگه دیگران خوب برخورد کردن، از محبت و بزرگواری خودشون بوده! (حالا که قسم خوردن مکروهه اینو نمی گم).

#خانواده_کده

۱۳ مرداد ۹۹ ، ۱۴:۲۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

ببخشید! میشه رو به دوربین به سوال من جواب بدین؟!

فکر کن یِ گزارشگر برنامۀ تلوزیونی تو خیابون یِ دفعه جلوی شما رو بگیره و بپرسه:

«مهمترین وظیفۀ همسران و اعضای خانواده در قبال هم چیه؟»

چی جوابشو میدین؟!

(قبل از اینکه ادامۀ متن رو بخونید لطفا واقعا به این سوال جواب بدین؟ اصلی ترین وظیفه، اصلی ترین توقع شما از اعضای خانواده و علی الخصوص همسرتون چیه؟؟؟؟؟؟)

.

.

.

.

ادامه مطلب...
۱۱ مرداد ۹۹ ، ۱۵:۲۳ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

مثلث عشقی داشته باش!!!

برای بچه کوچیکت یه اسباب بازی میخری، تا چند وقت سرش باهاش گرمه، بعد براش عادی و تکراری میشه و حتی شاید دیگه ازش بدشم بیاد.

ما آدم بزرگا هم همینطوریم. یه موبایل جدید، لپ تاپ جدید، خونۀ جدید، ماشین جدید...، تا یِ مدتی برامون جذابه و لذت داره، بعدش دیگه عادی میشه و اگه بتونیم در اولین فرصت عوضش میکنیم.

 

برای همین هم بزرگان گفتن: «لِکُلِّ جَدیدٍ لِذَّةٌ» [1]: هر چیز جدیدی لذت بخشه.

 

آدم ازدواج که میکنه وارد یه دنیای جدیدی میشه و تا مدتی (شاید یکی دو سال) همه چی براش لذت بخش و جذابه ولی چه دلت بخواد و چه نخواد، عادی شدن و حتی زده شدن از زندگی مشترک آسیبیه که هر زندگیی رو تهدید میکنه.

 

اما یه راهکار خیلی خوب هست که نه تنها این زندگی برات عادی نشه، بلکه روز به روز و لحظه به لحظه هم شیرین تر و قشنگتر هم بشه...

ادامه مطلب...
۰۴ مرداد ۹۹ ، ۱۱:۳۵ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

بدون اخلاص هم قبوله!

خیلی جالبه،

حتما تا حالا شنیدید که شرط قبولی یک عمل اخلاصه،

یعنی اینکه کار رو فقط و فقط برای رضای خدا انجام بدی.

اما می خوام عملی رو به شما معرفی کنم که حتی اگه بدون اخلاص هم باشه قبوله

یعنی حتی اگه برای هدف دیگه ای غیر از رضای خدا هم انجام شده باشه، خدا قبولش می کنه.

 

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده:

«أیُّما امرَأةٍ رَفَعَتْ مِن بَیتِ زَوجِها شیئاً مِن مَوضِعٍ إلى‏ مَوضِعٍ تُرِیدُ بهِ صَلاحاً إلَّانَظَرَ اللَّهُ إلَیها، ومَن نَظَرَ اللَّهُ إلَیهِ لَم یُعَذِّبْهُ» [1]

هر زنی که در خانه همسرش، (صرفا) به قصد مرتب کردن آن، چیزی را جابجا کند خداوند به او نظر (رحمت) افکند، و هرکه خدا به او نظر (رحمت) کند، (در قیامت) عذاب نمی شود.

 

خانم فقط خواسته خونۀ خودشون رو تمییز کنه، و نیتش هم فقط همین تمیز و مرتب کردن بوده و هیچ انگیزۀ الهی هم پشت عمل نبوده، اما خداوند متعال به او نظر لطف می کنه.

چه خدای مهربونی داریم، چه دین قشنگی داریم.

رضای شوهر

 

#حدیث_کده

#خانواده_کده

___________________________

[1] میزان الحکمه، ج5، ص100

۱۹ تیر ۹۹ ، ۱۰:۵۰ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمد هادی بیات