محمد هادی بیات

رَبِّ إنِّی لِما أنزَلتَ إلَیَّ مِن خَیرٍ فَقیرٌ...

۲۴ مطلب با موضوع «دل کده» ثبت شده است

پنجشنبه, ۲۶ خرداد ۱۴۰۱، ۰۵:۳۹ ب.ظ

شرّ کارهای خوب!

خدایا؛

مارا از «شرّ» کارهای «خوب»، در امان بدار!

...

#دل_کده

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۰۱ ، ۱۷:۳۹
محمد هادی بیات
پنجشنبه, ۵ خرداد ۱۴۰۱، ۰۹:۳۷ ب.ظ

سلام فرمانده

همۀ سرود زیبای «سلام فرمانده» یک طرف؛ و این بیت یک طرف:

«عهد می بندم؛ روزی لازمت بشم

عهد می بندم؛ حاج قاسمت بشم»

اللهم ارزقنا...

#دل_کده

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۵ خرداد ۰۱ ، ۲۱:۳۷
محمد هادی بیات
سه شنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۸:۵۲ ب.ظ

خدا دیگه کیه؟!

اولیاء الهی، در اوج کمالات انسانی قرار داشتند. هر امر مثبتی که فکرش رو بکنیم؛ اونها در قلّه اش بودن.

 

یکی از مهمترین دلایل و حکمتهای این مسئله اینه که به عظمت و زیبایی و قدرت و کمالات خداوند متعال پی ببریم.

یعنی با دیدن اولیاء الهی؛ مدام به خودمون بگیم: «خدای اینها دیگه کیه؟!»

اگه یوسف اونقدر زیبا بوده؛ خدای یوسف چقدر زیباست!!

اگه پیامبر اینقدر به هدایت مردم حریصه و نسبت به مؤمنین رئوف و رحیمه؛ خالق این پیامبر دیگه چطوریه!!

خدای علی و زهرا و حسن و حسین (علیهم السلام) چقدر خواستنیه!! چقدر بزرگه!! چقدر زیبا و با شکوهه!! چقدر... چقدر... چقدر...

...

مگه نه اینکه اهل بیت (علیهم السلام) می خواستن ما رو به خدا وصل کنن! برای این اتصّال، فقط کافیه که بهشون نگاه کنی! اون وقته که خدا رو می بینی!!

خدایا؛ چشم ما رو به جمال آقامون حجّة بن الحسن (علیهما السلام) باز کن...

...

چقدر این بخش از سریال یوسف پیامبر زیباست؛ از حُسن یوسف، به حُسن خدا رسیدن:

#دل_کده

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۰۱ ، ۲۰:۵۲
محمد هادی بیات
شنبه, ۱۳ فروردين ۱۴۰۱، ۰۱:۴۶ ب.ظ

به 1500 می رسیم؟!

تو این دوره زمونه، کمتر کسی پیدا میشه که تعداد سالهای عمرش سه رقمی بشه.

پس با این حساب، بعید به نظر می رسه که حتّی متولدین 1400 هم، قرن بعدی رو ببینن؛ چه برسه به مایی که دهه ها قبل از 1400 متولّد شدیم!!

 

بنابراین؛ به احتمال خیلی خیلی زیاد، اگر حادثه ای رخ نده و بصورت طبیعی بخوایم عمر بکنیم، از نیمه های قرن جدید، دیگه هر لحظه باید منتظر باشیم که ناگهان بانگی برآید و خواجه بمیرد.

 

در این سالهای باقی مانده هم، همونطوری زندگی خواهیم کرد که تا حالا کردیم!

پس اگه از این شیوه راضی نیستیم، خوبه که تصمیم جدّی بگیریم و با توکّل به خدا و توسّل به ائمه هدی (علیهم السلام)، تغییر و تحوّل رو از خودمون شروع کنیم که دیگه فرصتی نیست...

 

شاید خوب باشه: انتظاراتی که از خودمون داریم و چیزهایی که دوست داریم بهشون برسیم رو روی کاغذ بیاریم و با توجّه به میزانِ احتمالیِ باقی مونده از عمرمون؛ برای رسیدن به اونها برنامه ریزی کنیم...

خدایا؛ غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسنِ حالِکَ...

 

#دل_کده

۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۰۱ ، ۱۳:۴۶
محمد هادی بیات
دوشنبه, ۱۴ تیر ۱۴۰۰، ۰۷:۱۳ ب.ظ

به سن بلوغ رسیدی؟

رسیدن به این نقطه که توبیخ و انتقاد (اون هم از نوع تند و بی انصافانه) برای ما با تشویق و تشکر، هیچ فرقی نداشته باشه؛ خودش یه بلوغه که هرکسی بهش نمی رسه.

اگر کارمون درسته، پس نه نیازی به ترس از توبیخ هست و نه انتظاری به تشویق.

#دل_کده

۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۰۰ ، ۱۹:۱۳
محمد هادی بیات
دوشنبه, ۳ خرداد ۱۴۰۰، ۰۴:۲۳ ب.ظ

خیلی از حرفها...

خیلی از حرفها رو اگر نزنیم، آسمون به زمین نمیاد؛ اما اگر بگیم، از آسمون به زمین سقوط می کنیم!

 

#دل_کده

۱ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۰۰ ، ۱۶:۲۳
محمد هادی بیات
جمعه, ۲۰ فروردين ۱۴۰۰، ۰۶:۲۷ ق.ظ

دو جور!

دو جور میشه این سوال رو پرسید:

جور اول: «چقدر هست؟»

جور دوّم: «چقدر می تونه باشه؟»

و چقدر فرق بین این دو هست!

 

«در طول روز چقدر به امام زمانت فکر می کنی؟» ، «در طول روز چقدر می تونی به امام زمانت فکر کنی؟»

«چقدر برای خانواده ات وقت میذاری؟» ، «چقدر می تونی برای خانواده ات وقت بذاری؟»

«روزانه چقدر مطالعه می کنی؟» ، «روزانه چقدر می تونی مطالعه کنی؟»

و و و

 

گاهی لازمه در امور مختلف این سوال ها رو از خودمون بپرسیم،

واقعا اونقدری که در توانمون هست، برای امور مختلف وقت میذاریم،

یا داریم از سر و تهشون می زنیم؟

#دل_کده

۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۰۰ ، ۰۶:۲۷
محمد هادی بیات
پنجشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ۰۷:۱۶ ب.ظ

مهمون سر زده

فرض کنید خونتون به شدّت شلوغ و به هم ریخته است و همه چیز نامرتّبه.
و هیچ میوه و شیرینی و چیزی که بشه به عنوان پذیرایی استفاده کنید هم الان تو خونه نیست!
تو همین وضعیت یکدفعه زنگ خونه به صدا در میاد و چند تا مهمون سر زده از راه می رسن و چاره ای هم ندارید جز اینکه در رو براشون باز کنید!!

 

چه حالی می شید؟
تو مدّتی که تو خونه هستن، شما چه وضعیّتی دارید؟
بهتون خوش میگذره؟
لذّتی هم می برید؟

 

(یه لحظه واقعا بهش فکر کنید...)

 

حالا اگر همین مهمونا از قبل خبر داده بودن  که میان، وضعیت شما چطور بود؟
قطعا هم خونه زندگی رو مرتّبِ مرتّب می کردین و هم میوه و چای رو از قبل آماده.


...

 

«نماز» می تونه برای ما مهمون سرزده باشه، یا مهمونی که با آمادگی قبلی اومده.
اگه غرقِ کارهای روزمره شده باشیم و یکدفعه صدای اذون بلند بشه و تازه یادمون بیفته که باید بریم دستشویی و وضو بگیریم و بیایم نماز بخونیم، یعنی غافلگیر شدیم و همونطوری که وقتی مهمون، سرزده بیاد، خوشمون نمیاد و لذّت نمی بریم، وقتی اینطوری با نماز مواجه بشیم هم، لذّت و بهره ای که باید می بردیم رو نمی بریم.

 

از اون طرف، اگه چند دقیقه ای قبل از اذون، حواسمون به نماز باشه و بریم وضو بگیریم و بیایم بشینیم سر سجّاده  و ذکری یا دعایی یا قرآنی بخونیم، این یعنی ما کاملا از قبل آماده ایم و اصلا غافلگیر نشدیم، و طبیعتا این نماز بیشتر می تونه ما رو رشدمون بده.

 

 

 

اللهمّ ارزقنا...

#دل_کده

۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۹ ، ۱۹:۱۶
محمد هادی بیات
سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ۰۹:۳۸ ق.ظ

خراب کردن!

سقوط کردن، سریع تر از صعود کردن اتفاق می افته.

خرج کردن، سریع تر از جمع کردن اتفاق می افته.

دل شکستن، سریع تر از دل به دست آوردن اتفاق می افته.

آبرو بردن، سریع تر از آبرو به دست آوردن اتفاق می افته.

قهر کردن، سریع تر از آشتی کردن اتفاق می افته.

گناه کردن، سریع تر از توبه کردن اتفاق می افته.

و و و

 

کلّا آدم به سادگی و به سرعت میتونه خراب کنه، ولی به این سادگی و به این سرعت نمیتونه درستش کنه.

خدایا، کمکمون کن حواسمون باشه...

#دل_کده

۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۹ ، ۰۹:۳۸
محمد هادی بیات
پنجشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۹، ۰۵:۱۲ ب.ظ

ماهی رو هر وقت از آب بگیری...

شنیدین میگن «ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است»؟

این ضرب المثل کاملا درسته، اما چیزی که هست اینه که فقط به «ماهی» داره توجه میشه، نه به «ماهیگیر»!

بله، «ماهی» رو هر وقت از آب بگیری تازه است، اما به نظر شما حالِ ماهیگری که بعد از یک ربع تونسته ماهی بگیره با اونی که بعد از یک روز، یکیه؟؟!!

قطعا، نه.

پس اگر تو زندگی، قصد داریم ماهی خاصی رو صید کنیم، باید تا اوضاع و احوالمون رو به راه تر هست، بجنبیم و وقت رو هدر ندیم.

#دل_کده

۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۹ ، ۱۷:۱۲
محمد هادی بیات
شنبه, ۱ آذر ۱۳۹۹، ۰۶:۱۶ ب.ظ

طبیعی یا مصنوعی؟

اگه تو خونه یه گل طبیعی داشته باشین، مدام بهش سر می زنید،

مدام بهش آب میدین،

مدام برگهاشو تمیز می کنید،

و خلاصه، همه جوره هواشو دارید.

چرا؟

خب معلومه، چون طبیعیه. چون زنده است. چون روح داره...

 

حالا برخوردتون با گل مصنوعیِ خونه چطوریه؟!

شاید فقط هر از چندگاهی غبار روبیش کنید.

غیر از اینه؟ مدام که بهش سر نمی زنید!

چرا؟

خب معلومه، چون مصنوعیه. مرده است. روح نداره...

 

روابط ما با آدمهای زندگیمون هم همینطوره.

بعضیا تو زندگی ما حکم گل طبیعی رو دارن،

خیلی به فکرشونیم، زیاد جویای احوالشون میشیم، دعاگوشون هستیم و...

و بعضیا هم حکم گل مصنوعی رو دارن،

چندان به فکرشون نیستیم، زیاد احوالپرسشون نیستیم و یادمون میره که براشون دعا کنیم...

شاید حق بعضیا نباشه که رابطمون باهاشون مصنوعی باشه، یه کم لازمه طبیعی برخورد کنیم...

#دل_کده

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۹ ، ۱۸:۱۶
محمد هادی بیات
جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ۰۹:۴۹ ق.ظ

مرگ درمانی

دیشب با عزیزی صحبت می کردم، مطلبی بهم گفت که خیلی به دلم نشست:

 

«یه میلیاردری که ورشکست کرده و الان هیچی نداره رو تصور کن. برای اینکه اوضاع روحیش رو به راه بشه رفته پیش روانشناس، به نظرت روانشناسه از مرگ باهاش حرف می زنه؟!».

گفتم: فکر نکنم، چون با خودش میگه این الان همه چیشو از دست داده، اگه از مرگ هم براش صحبت کنم ممکنه پاک از زندگی ناامید بشه و حتی دست به خودکشی هم بزنه!

 

گفت: «حالا فرض کن شما یه گوشی موبایل داری که 10 میلیارد می ارزه. اما این گوشی قراره تا ده روز دیگه بسوزه و شمام اینو میدونی. و این گوشی دیگه به هیچ وجه قابل تعمیر هم نیست، برای همین فروختنش هم هیچ ارزشی نداره.

حالا اگر تو روز ششم تو خیابون این گوشی شما رو دزد بزنه، چه عکس العملی از خودت نشون میدی؟

قطعا اونقدرا ناراحت نمیشی و حتی شاید خنده ات هم بگیره و...

چی باعث شد که از سرقت گوشیت ناراحت نشی؟

اینکه میدونستی تا چند روز دیگه این گوشی می سوزه. این یعنی مرگ.

 

اگه آدم یقین داشته باشه که هرچی تو این دنیا داره رو یه روزی (که شاید همین امروز و فردا باشه) باید بذاره و بره، و هیچ چیز رو با خودش نمیتونه ببره، به خاطر از دست رفتن اموالش هیچوقت غمگین و افسرده و ناامید نمیشه.

پس چرا اون روانشناسه از مرگ با مریضش صحبت نمیکنه؟!

 

آیا چیزی غیر از درک عمیق مرگ می تونه اینقدر انسان رو نسبت به این قبیل مسائل آروم کنه؟!

ما واقعا به «مرگ درمانی» احتیاج داریم و این چیزیه که از روایات اسلامی هم به خوبی استفاده میشه».

#دل_کده

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۹ ، ۰۹:۴۹
محمد هادی بیات
محمد هادی بیات