ما مدّعیان صف اوّل بودیم...

۷ مطلب در دی ۱۳۹۹ ثبت شده است

تأثیری در حدّ خلود!!

بعضی چیزا تو زندگی ما خیلی اثر گذارن، اما اونقدری که باید، بهشون توجّه نمی کنیم.

و یا حتّی اصلا نمیدونیم چنین اثرات بزرگ و عمیقی دارن!!

 

نمونش همین مسئلۀ «نیّت».

بله، نیّت.

 

نیّت یعنی حقیقت و روح یک عمل؛ انگیزۀ و قصد انجام اون؛ که میتونه خدایی باشه، یا ریایی! میتونه مخلصانه باشه یا مشرکانه!

در روایت اومده:

«نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ»[1] و «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ‏ بِالنِّیَّاتِ»[2]:

نیّت مومن از عملش بهتر است و همانا اعمال بستگی به نیّت­ها دارند.

 

اما اینکه گفتم نیّت اثرات بزرگ و عمیقی در زندگی ما داره رو به این جهت گفتم که از امام صادق(علیه السلام) روایت شده:

«إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِی النَّارِ لِأَنَّ نِیَّاتِهِمْ کَانَتْ فِی الدُّنْیَا لَوْ خُلِّدُوا فِیهَا أَنْ یَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً؛

وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِی الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِیَّاتِهِمْ کَانَتْ فِی الدُّنْیَا لَوْ بَقُوا أَنْ یُطِیعُوا اللَّهَ أَبَداً مَا بَقُوا؛

فَالنِّیَّاتُ تُخَلِّدُ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ...»[3]:

همانا جهنّمیان در آتش جاودانه اند، بخاطر نیّتهایشان در دنیا، چرا که نیّتشان این بوده که اگر در دنیا زندگی جاودانه داشتند، تا ابد معصیت و نافرمانی خدا را بکنند؛

و همانا بهشتیان در بهشت جاودانه و مخلّد اند، بخاطر نیّتهایشان در دنیا، چرا که نیّتشان این بوده که اگر در دنیا باقی بمانند، تا ابد از خداوند متعال اطاعت کنند؛

پس نیّتها هر دو گروه را در جای خود جاودانه می کند...

 

نیّت، اثر مستقیم در ابدیّت ما داره، تأثیری در حدّ خلود!

اینه اون مسئلۀ بسیار اثر گذاری که کمتر بهش توجّه داریم.

#حدیث_کده

____________________

[1] مصباح الشریعة، ص 53.

[2] مُنیة المرید، ص 132.

[3] المحاسن، ج 2، ص 331.

۳۰ دی ۹۹ ، ۱۸:۵۲ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

دوران پارچه نویسی (خاطره دوم: خودش کجاست؟)

بعد از دو سال و نیم یا سه سال شاگردی تو مغازۀ پارچه نویسیِ «آقا سید حسن» [لینک]، با خالی شدن مغازۀ سر کوچمون، تصمیم گرفتم مستقل بشم و مغازۀ خودم رو داشته باشم.

 

تک و تنها رفتم سراغ جور کردن وسایل. از رنگ و پارچه و قلمو گرفته، تا میز تحریر و تختۀ پارچه نویسی و...

اول از همه، چند تا کار برای خودم نوشتم و تو مغازه و بیرون نصب کردم و یه تابلوی فلزی نسبتا بزرگ هم نوشتم که گوشۀ پیاده رو و کنار خیابون به درخت تکیه اش میدادم (که خیلی وقتا باد، ناجوانمردانه تابلومو با صورت میزد زمین و دادِش رو در میاورد).

 

صبح تا ظهر میرفتم دبیرستان و ظهر تا شب هم در مغازه بودم که البته خوشبختانه سریع خوردم به تابستون و صبح تا شب دیگه در مغازه بودم.

 

ماهی 50 هزار تومن اجازه میدادم که البته فکر کنم همینقدر هم درآمد نداشتم.

کلاّ برای تجربه اش مغازه زده بودم و فکر اقتصادی نداشتم.

 

نوجوون بودم و هنوز شکل و قیافه ام مردونه نشده بود.

چند بار پیش اومد که مشتری میومد مغازه، و قبل از اینکه سفارش بده، می پرسید: «خودش کجاست؟»

منم با خنده ای به همراهِ چاشنی غرور نوجوونی می گفتم: «خودش خودمم!»

بنده خدا مردّد میشد که سفارشمو به این بچه بدم بنویسه یا چی؟ که یه نگاهی به کارام مینداخت و تصمیم میگرفت ریسک کنه و سفارش بده. که البته منم سعی میکردم پشیمونش نکنم.

گرچه مغازه داری من عمر خیلی خیلی کوتاهی داشت؛ شاید 3 یا 4 ماه!

چون تابستون که تموم شد، من دیگه نه دبیرستانی بودم، نه مغازه دار؛ طلبه شده بودم، بدون اینکه اول تابستون چنین تصمیمی داشته باشم.

امّا همین عمر کوتاه کاسبیِ نصف و نیمه، برام خاطرات و تجربه های شیرینی به جا گذاشت.

حسّ خیلی خوبی داشت.

هیچکدوم از بچه های هم سنّ و سال من، مغازه دار نبودن و چنین هنری نداشتن!

اینکه بلا فاصله بعد از مدرسه و خوردن ناهار، کلید بندازی و با «بسم الله...» در مغازه ات رو باز کنی، فکر میکنی چند سال بزرگتر شدی. فکر میکردم یه سر و گردن از دوستام بالاترم، و خب خیلی اعتماد به نفس بهم میداد.

 

البته هنوز هم خطاطی رو رها نکردم و گاهی کاغذی سیاه می کنم.

 

پ.ن: قدیما خیلی از بچه ها مجبور بودن برای تامین مخارج زندگی، دوشادوش پدر خانواده کار کنن. اما الان دیگه مثل سابق نیست. فکر میکنم که خیلی خوبه اگه والدین، یه برهه ای بچه هاشونو بفرستن سر کار. یه  کاری که نسبتا بهش علاقه داشته باشن و تا حدّی هم استعداد. من که از سر کار رفتن جز خوبی چیزی ندیدم.

#خاطره_کده

#پیشنهاد_کده

۲۹ دی ۹۹ ، ۲۳:۰۱ ۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

هُم فاطمةُ و أبوها و بَعلُها و بَنوها

«السَّلامُ عَلَیکِ ایَّتُها الصِّدِیقَةُ الشَهِیدَةُ»

 

 

دریافت فایل rar

#خط_کده

۲۸ دی ۹۹ ، ۱۵:۰۱ ۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

تنها هدف!

تنها کار جنین در رَحِم مادر، آماده شدن برای اومدن به دنیاس؛

همه ی همّت و تلاشش برای رسیدن به همین یک هدفه و بس!

 

تنها کار ما تو دنیا هم باید آماده شدن برای رفتن به سرای آخرت و بهشت باشه؛

همه ی همّت و تلاش ما هم باید درست کردن یه زندگی جاودانۀ خوب باشه و بس!

 

رَحِم در مقایسه با دنیا اصلا جای زندگی نیست؛

دنیا هم در مقایسه با آخرت همینطوره؛

به همین خاطر خداوند متعال می فرماید: « وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ‏ لَوْ کانُوا یَعْلَمُون‏َ» [1]:

زندگیِ این دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست و زندگیِ سرای آخرت است که زندگی واقعی است. کاش این را می دانستند!

اللهمّ ارزقنا...

 

#آیه_کده

_____________________

[1] العنکبوت: 64.

۲۶ دی ۹۹ ، ۰۷:۰۴ ۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

تلخیص کتاب آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران

کتاب «تاریخ تفسیر و مفسران»، نوشتۀ «حسین علوی مهر»، از جمله کتبی است که در برخی از مراکز تخصصی رشتۀ علوم قرآن، به عنوان متن آموزشی، تدریس می­شود.

«مؤلف در این کتاب سعی دارد علاوه بر نگاه تاریخی به تفاسیر و مفسّران، با تحلیل شیوه­های تفسیر و نقّادی تفاسیر، قرآن پژوهان را در تشخیص اهمیّت تفاسیر و فهم روشهای درست از نادرست توانا سازد».

نوشتار پیش­رو، خلاصه ­ای کامل از تمام مطالب کتاب است.

حجم اصلی کتاب 400 صفحه بوده که در این نوشتار به کمتر از 140 صفحه کاهش پیدا کرده است.

به این امید که برای طالبان علوم اسلامی، مفید واقع شود.

«و من الله التوفیق»

⬇️ دانلود فایل

#تلخیص_کده

۱۱ دی ۹۹ ، ۱۶:۴۶ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

چند لحظه قبل از پرت شدن از کوه!

نمیدونم تا حالا براتون اتفاق افتاده که توی کوهنوردی، شرایطی براتون پیش بیاد که نه بتونید برید بالا و نه بیاین پایین؟!!

نه بتونید قدم از قدم بردارید و نه جرئت داشته باشید که به پایین نگاه کنید!!

وقتی آدم در یک قدمی مرگ قرار میگیره، اگه اونطوری که باید، از عمرش استفاده نکرده باشه، یه ترس خاصی میاد سراغش و خاطراتش در کسر از ثانیه براش مرور میشه و به کارهایی که دوست داشته انجام بده و نداده فکر میکنه...

 

دقّت کردین ما هر شب تا دم مرگ میریم؟!

اما اصلا حسّ لب پرتگاه قرار گرفتن نداریم!؟

 

«وَ هُوَ الَّذی یَتَوَفَّاکُمْ‏ بِاللَّیْلِ وَ یَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فیهِ لِیُقْضى‏ أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُمَّ یُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏َ» [1]:

او کسی است که شبها وقت خوابیدن، جانتان را میگیرد؛ درحالیکه کارهای در طولِ روزتان را میداند. روز که شد، وقت بیدار شدن جانتان را بر میگرداند تا آن هنگام که مرگ حتمی برسد. دست آخر، بسوی اوست بازگشتتان. بعد، شما را از کارهایتان با خبر میکند.

 

در روایت هم اومده: «... فَإِنَّ النَّوْمَ‏ أَخُ‏ الْمَوْت‏ِ...» [2]:

همانا خواب، برادر مرگه!

 

میخوام اینو بگم که اگه ما چندان عادت نداریم که به مرگ فکر کنیم،

لا اقل وقتی که در یک قدمی اون قرار گرفتیم و تا چند لحظۀ دیگه قراره واقعا روح از بدنمون جدا بشه، به مرگ فکر کنیم.

شاید هیچ زمانی در طول شبانه روز، برای فکر کردن به مرگ، بهتر از قبل از خوابیدن نباشه.

اللهم ارزقنا...

#آیه_کده

#حدیث_کده

_________________________

[1] الانعام: 60.

[2] بحار الانوار، ج73، ص 189.

۱۰ دی ۹۹ ، ۰۹:۰۴ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
محمد هادی بیات

ای کسانیکه ... هستید، ... باشید!!

خداوند متعال می فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا...» [1]:

ای کسانیکه ایمان آورده اید، ایمان بیاورید!

 

خیلی وقتا ما فکر میکنیم که کارمون درسته و مو لای درزش نمیره؛

اما واقعیت اینه که باید یه تجدید نظری در رفتارمون داشته باشیم.

 

این آیه داره به ما میگه:

ای کسانیکه که پدر هستید، پدر باشید!

ای کسانیکه مادر هستید، مادر باشید!

ای کسانیکه همسر هستید، همسر باشید!

ای کسانیکه فرزند هستید، فرزند باشید!

ای کسانیکه مسئول هستید، مسئول باشید!

ای کسانیکه فکر میکنید چیزی هستید، واقعا اون چیزی که فکر میکنید هستید، باشید!

و و و

خدایا به ما کمک کن اون طوری که واقعا باید باشیم، باشیم.

#آیه_کده

___________________

[1] النساء: 136.

۰۳ دی ۹۹ ، ۱۳:۲۶ ۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
محمد هادی بیات