محمد هادی بیات

رَبِّ إنِّی لِما أنزَلتَ إلَیَّ مِن خَیرٍ فَقیرٌ...

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسلام» ثبت شده است

چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۰، ۱۰:۰۴ ب.ظ

برادرانه

 

 

🔹 برادر اهل سنّت! برادرانه خدمتت عرض می کنم: من و تو ابدیّت در پیش داریم. آخرتی که بازگشتی از آن نیست. و آن روزی است که هر کسی را به همراه "پیشوایش" می خوانند: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم‏» (الإسراء: 71)؛ پس خیلی مهم است که در دنیا سنگ چه کسانی را به سینه زده باشیم!
🔹 «خطیب بغدادی» این روایت نبوی را نقل می کند که: «هرکس، مردمى را به سبب کردارشان دوست بدارد، روز قیامت، در جمع آنان گرد خواهد آمد و مانند آنان محاسبه خواهد شد؛ اگرچه کردارش چون کردار آنان نباشد» (تاریخ بغداد، ج 5، ص 405).
⁉️ اگر چنین است، که است؛ پس بنشین و عمیقا به احوال خود تفکّر کن و ببین زیر بیرق چه کسانی سینه می زنی؟!

⭕️ برادرانه و دلسوزانه به تو می گویم: «مبادا روز قیامت انگشت حسرت گزیده و با زبان حال و قال بگویی: «یا وَیْلَتى لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلا» (الفرقان: 28): ای وای بر من، کاش در دنیا فلانی را ـ که سبب هلاکت من شد ـ دوست خود نمی گرفتم!

⭕️ برادر من؛ از سر دلسوزی برایت می نویسم: مگر در «مسند احمد، ج۳، ص۱۲۰» نیامده است که: رسول خدا فرمود: «بنی اسرائیل به هفتاد و دو گروه پراکنده شدند و شما هم به همین مقدار پراکنده می شوید که همه آنها در آتش اند، جز یک گروه»؟! آیا احتمال نمی دهی جزء آن یک فرقۀ اهل نجات نباشی؟! از کجا اینقدر به "حقانیّت" خود مطمئنّی، در حالیکه هیچگاه به منابع معتبر ما (شیعه) مراجعه نکرده ای و هیچ گاه تاریخ را از زاویۀ دیگر مورد تحقیق و بررسی قرار نداده ای؟! به راستی، آیا سعادت ابدی، ارزش تحقیق و تفحّص بیش از این را ندارد؟!

⁉️ چرا اکتفا کرده ای به شنیدن سخنان برخی علمای خودتان، که حتّی از پاسخ دادن به سؤالات جوانی دانشجو عاجز اند؟!! چه حجّتی نزد خود و خدایت داری؟!
 
😔 بگذریم...

 

⭕️ به ابدیّت خود بیندیش و به روزی که هر کسی سرگردان امر خویش است و حتی برادر از برادر می گریزد: «یَومَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخیهِ» (عبس:34)؛ در آن هنگام تویی و اعمال و علایقت!
⁉️ اگر محبوبت، خود گرفتار باشد، پس چه کسی دست تو را خواهد گرفت!!
...
🔸 و السّلام علی مَنِ اتّبَعَ الهُدی

#شبهه_کده

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۰۰ ، ۲۲:۰۴
محمد هادی بیات
شنبه, ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ۰۶:۲۳ ب.ظ

غاصب چه بودند؟

مگر ما نمی گوئیم که خلفای جور، غاصبِ مقام ائمه ی ما بودند؟ غاصب کدام مقامشان بودند؟ غاصب علم آنها که نبودند؛ علم امام را که نمی شود غصب کرد...، غاصب تقوای ائمه که نبودند؛ غاصب سِمت و منصب معنوی و روحانی آنها که نبودند؛ پس غاصب چه بودند؟ غاصب حکومت آنها بودند.

پس امام (علیه السلام) علاوه بر اینکه یک رهبر مسلکی است...، یک حاکم سیاسی هم هست؛ منتها هم در مقام رهبریِ فکری و مسلکی و هم در مقام رهبریِ سیاسی، نگذاشته اند که او آنچه باید و خدا می خواهد انجام بدهد؛ یعنی نگذاشته اند که آزادانه طرز فکر اسلامی را آن چنان که او میداند و می فهمد، به مردم دنیا و جلوتر از همه، به مردم جامعه ی اسلامی برساند.

برشی از کتاب، حماسه ی امام سجاد (علیه السلام)، مقام معظم رهبری، ص 88 - 89.

#برش_کده

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۰۰ ، ۱۸:۲۳
محمد هادی بیات
شنبه, ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ۰۴:۰۳ ب.ظ

نگاه تاریخی صِرف به دین!

نگاهِ صرفِ تاریخی به دین، یکی از عوامل پر رنگ شدن تعصّبات مذهبی و گسترش فرقه گرایی است. در این نگاه، مصادیقِ حقّ و باطل به زمان صدر اسلام منحصر می شود و تطبیق پذیر بر مصادیق امروز آنها نیست. بر این اساس، مبارزۀ حق و باطل در روزگار کنونی، به اختلاف های تاریخی و فرقه ای منحصر می شود و مسلمانان اهل سنّت، از آن جهت که نگاهی متفاوت به وقایعِ صدر اسلام دارند، به عنوان دشمن اصلی شیعه معرفی می شوند.

 

به دیگر سخن، در این نگاه، مخالفان ولایت در زمان حاضر فقط مسلمانان سنی مذهبی هستند که به موضوع امامت اهل بیت (علیهم السلام) اعتقادی ندارند؛ اما سلطه گران مستکبر و صهیونیستِ بین الملل با همۀ جنایت هایشان [علیه اسلام و تشیّع]، دشمن ولایت به حساب نمی آیند؛ زیرا آنها هیچ اظهار نظری دربارۀ مباحث تاریخی صدر اسلام ندارند و به قضاوت دربارۀ خلفا نمی پردازند...

 

بر این اساس، شیعیانی پیدا می شوند که حاضرند در پرتوی حمایت هر ظالم و جنایت کاری قرار گیرند و از این فرصت، برای مناظره و مخاصمه با اهل سنت استفاده کنند. در این نگاه، طاغوت های زمان از آنجا که نسبت به عقاید شیعه و سنی ساکت اند، دشمن مذهبی به حساب نمی آیند، بلکه باید برای غلبه بر اهل سنّت با آنها دستِ دوستی داد!

بُرشی از کتاب «جریان افراط گرای شیعی»، مهدی مسائلی، ص 36 و 37.

#برش_کده

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۰۰ ، ۱۶:۰۳
محمد هادی بیات
پنجشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۹، ۱۰:۱۵ ب.ظ

روزه رو بشکن، هفتاد برابر ثواب ببر!!

در روایات معتبره آمده است: هرکس قصد روزۀ مستحبّی کند و مهمان برادر مومنی باشد و میزبان طعامی برای او حاضر سازد و از او بخواهد که افطار کند، ثواب افطار کردن هفتاد برابر بیشتر از ثواب روزه داشتن است و البته این مربوط به کسی است که اظهار روزه داری کرده است، اما اگر روزۀ خود را اظهار نکند، ثوابش بیشتر و برابر با روزۀ یک سال است. [1]

سید بن طاووس نیز می­ نویسد:

«اگر دیدی افطار و خودداری از ادامۀ روزۀ مستحبّی فضیلت بیشتری دارد، از پیروی از ارادۀ خداوندِ آگاه به غیب شرم مکن و بر اساس خواست خدا افطار کن، و به خرده­ گیری و ایراد بندگان او توجّه مکن. مثلا اگر روزۀ مستحبّی گرفته بودی و برادر دینی ­ات تو را به خوردن غذایی دعوت کرد، دعوت خدا را اجابت کن... [یا] اگر دیدی روزۀ مستحبّی تو را از انجام برخی امور واجب یا مستحبّ مهم تر از روزه با­ز­می­دارد، به ترک روزه اقدام کن و حکمی را که خداوند بزرگ شمرده است بزرگ بدان و آنچه را که او کوچک شمرده است، کوچک بشمار، و مگو کسانی که از روزۀ من اطلاع دارند، از عذر من در اقدام به ترک روزه اطلاع ندارند! که اگر چنین کنی روزۀ تو روزۀ ریائی و عبادت غیر خدا بوده و از گناهان کبیره است.» [2]

همه اینها، برای احترام گذاشتن به مؤمن و زشتی رد کردن دست اوست، که می گوید اگر روزۀ مستحبی داشتی، بخاطر تعارف دیگری آن را بشکن، نگو روزه دارم! بخور! ثواب این خوردن، از آن روزه به مراتب بیشتر است.

اسلام این است.

#پرونده_ویژه

#ماه_رجب

____________________

[1] زاد المعاد، ص15.

[2] اقبال الاعمال، ترجمه روحی، ص746.

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۹ ، ۲۲:۱۵
محمد هادی بیات
دوشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۹، ۰۶:۱۷ ق.ظ

دو گانه ی دین و دنیا!

تَهِ ذهنمون، ممکنه این مطلب جا خوش کرده باشه که:

بعضی چیزا چندان با هم جور در نمیان، مثلا: یکیش همین «دین و دنیا»؛

یعنی بالاخره اگه آدم بخواد واقعا اهل دین و دیانت باشه، نمی تونه اونطوری که باید، از دنیا بهره ببره!

و اگه بخواد واقعا اهل دنیا و لذّتهای دنیایی باشه، نمی تونه اونطوری که باید، به مسائل دینی بپردازه!

 

همین دوگانه، راجع به «علم و ثروت» و «دین و سیاست» و خیلی چیزای دیگه هم هست.

 

امّا واقعیتش اینه که اسلام اصلا چنین نظری نداره، و بین اینها نه تنها ضدیّتی نمی بینه، بلکه به هر دوشون هم تشویق می کنه.

 

از امام رئوف، علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) روایت شده:

«لَیْسَ‏ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لِدِینِهِ وَ دِینَهُ لِدُنْیَاه» [1]:

[اصلا] کسی که دنیایش را بخاطر دینش یا دینش را بخاطر دنیا ترک کند، از ما نیست!

 

رسما دارن میفرماین ما حقّ نداریم بخاطر دین، از دنیامون کم بذاریم، و یا بخاطر دنیا از دین.

باید به هردوتاشون خوب خوب برسیم.

دین و دنیا هر دوتاشون لذّت بخش هستن، و ما به هردوی اینها نیاز داریم.

شخصِ خداوند متعال میفرماید:

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ...» [2]:

[ای پیامبر، به مردم] بگو: چه کسی استفاده از زینت ها روزی های پاک و پاکیزه ای که خدا برای بندگانش آفریده را ممنوع کرده است؟ بگو: این نعمتها در زندگی دنیا، برای مؤمنان است و دیگران هم استفاده می کنند، اما روز قیامت تنها برای مؤمنان است...

 

در اینکه آخرت فقط برای مؤمنانه که هیچ شکی نیست! طبیعتا هرچی آدم مؤمن تر بوده باشه، بهره اش تو بهشت هم بیشتره، اما نکتۀ جالش اینجاست که خدا میگه بابا من دنیا رو هم برای تو آفریده بودم، و اگه دیدی دیگرانی هم دارن استفاده میکنن، صدقه سر شما بوده ها !!!

#آیه_کده

#حدیث_کده

#شبهه_کده

_____________________

[1] الفقه المنسوب الی الامام الرضا (علیه السّلام)، ص 337.

[2] الاعراف: 32.

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۹ ، ۰۶:۱۷
محمد هادی بیات
يكشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ۱۲:۳۸ ب.ظ

دین لذّت

تصوّر خیلی ها اینه که اسلام دین «غم» و «غصه» است و اساسا با «شادی» و «لذت بردن» مخالفه.

درحالیکه اگه اسلام هدف از خلقت رو «عبادت» معرفی میکنه، راه قدرت پیدا کردن بر همین عبادت رو «لذّت بردن» میدونه!

پس اگه بگیم اسلام دینِ لذّته، بی راه نگفتیم.

 

از حضرت رضا (علیه السلام) روایت شده:

اجْتَهِدُوا أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ:

تلاش کنید که زمانتون رو به چهار بخش تقسیم کنید؛

سَاعَةً مِنْهُ لِمُنَاجَاتِهِ:

زمانی برای خلوت با خدا؛

وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ:

زمانی برای امرار معاش؛

وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ الثِّقَاتِ وَ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یَخْلُصُونَ لَکُمْ فِی الْبَاطِنِ:

زمانی برای معاشرت با برادران مورد اعتماد و کسانیکه عیوب شما را به شما نشان می دهند و باطن شما را خالص می کنند؛

وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ:

و زمانی را خالی کنید برای لذّت بردن.

(که غرضم اینجای روایت هست که می فرماید:)

وَ بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ السَّاعَات‏... [1]:

و بواسطۀ همین ساعت (بخش مختص به لذّتهای حلال)، قدرت بر سه بخش دیگر پیدا می کنید.

(یعنی در نگاه اسلام، موتور محرّک برای عبادت خدا، امرار معاش، اصلاح اخلاقیات و...، لذّتهای حلاله؛ از هر نوعش).

پ.ن: ممکنه بعضی ها نیاز کمتری به اضافه کردن بخشی که صرفا برای لذّت بردن باشه داشته باشن، یعنی طرف از عبادت خدا لذّت می بره، از کار کردن لذّت می بره، از بودن با خانواده همینطور، از درس خوندن و...؛ این آدم مدام کیفش کوکه، لذا نیازش به بخشی که صرفا برای لذت و تفریح باشه کمتره.

#حدیث_کده

#شبهه_کده

_____________________

[1] الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیه­السلام) قرن2، ص: 337

۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۹ ، ۱۲:۳۸
محمد هادی بیات

چند روز پیش یکی از بزرگواران وبلاگ نویس، پیامی برای بنده فرستادن که به نظرم رسید اگه بصورت عمومی در موردش صحبت کنم بهتر باشه.

ایشون مطلبی خونده بودن که محتواش این بود که اساسا اسلام زن رو موجودی ناپاک و پلید میدونه...

در بخشی از اون مطلب اومده: «... در کتاب مصباح الانوار از حضرت امام محمّد باقر (ع) و آن حضرت از پدران بزرگوارش نقل نموده که فرمودند: همانا فاطمه (س)، دختر محمّد (ص)، «طاهره» نامیده شد به خاطر اینکه از هر عیب و نقصی پاک بود و همچنین پاک و بَری بود از هر پلیدی و فحشایی و همچنین هرگز حیض و نفاس را ندید.(مجلسی - بحارالانوار - ج۴۳ - ت قائم‌فرد - ب۲ر۲۰).

همون‌طور که می‌بیند اینجا داره می‌گه چون فاطمه پاک و به نوعی قدیسه و از هر «عیب» و «نقص» و «پلیدی» و «فحشا» «پاک» هست بنابراین حیض هم نمی‌بینه. پس حیض ناشی از عیب و نقص و پلیدی و فحشا و ناپاکی داره. البته توی یه روایت دیگه هم فاطمه و مریم رو بتول معرفی می‌کنند و در تعریف بتول باز هم از همین تعابیر استفاده می‌کنند و تهش به این می‌رسند که این دو زن قدیس حیض نمی‌بینند. وقتی توی لایه‌های مختلف این فرهنگ دقیق بشیم می‌بینیم هنوز هم اون نگاه پلیدانه و منحوس به قاعدگی جایی نرفته...»

 

بعد از فرستادن این مطلب، دو تا سؤال پرسیده بودن:

  1. آیا از لحاظ دینی این طرز تفکر درسته ؟
  2. چرا ما احکامی در این باره نداریم که مثلا کسی نباید با لباسی که خونی شده وارد مسجد بشه ، اما درباره «زنانِ قاعده» این حکم رو داریم؟ ( منظورم اینه که اگه غرض از این حکم نجس بودن "خون" بوده چرا همچینه؟!)

 

غرض ردّ این شبهه و پاسخ به این سؤالاته که البته لازمه چند نکته رو قبلش یاد آوری کنم، که در موارد مشابه، می تونه مفید باشه:

(پیشاپیش از طولانی بودن مطلب عذرخواهم)

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۹ ، ۱۹:۴۴
محمد هادی بیات
چهارشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۲۹ ب.ظ

برا خودمون گفته خب!!

یکی از دوستام چنادین سال پیش یه سفر رفته بود روسیه. نا خواسته غذایی می خوره که توش گوشت خوک داشته.

غیر از اینکه چند هفته همونجا بستری میشه، میگفت: «هنوز که هنوزه عوارضش تو وجودم هست».

آقا اسلام میگه گوشت خوک نخور، شراب نخور، ذبح اسلامی بکن، و...

خب برا خودمون میگه.

مگه میشه این حجم از فساد و فحشاء و جرم و جنایت که تو غرب و آمریکا هست، یکی از عوامل مهمش حروم خوری نباشه؟!!

خوک

#خاطره_کده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۹ ، ۱۹:۲۹
محمد هادی بیات
محمد هادی بیات