اگه شما یه وسیله ای رو تا حالا نداشتین و حالا تازه خریدینِش، قطعا براتون جدیده و لذت داره و بهتر از اونی که همیشه اون رو داشته ازش استفاده می کنید و قدرش رو می دونید.

مثلا اگه شما تو خانواده ای متولّد شده باشین که از اول «خونه» و «ماشین» و... داشتن، هیچ وقت طعم خونه دار و ماشین دار شدن رو حس نمی کنید، اما کسی که یه عمر مستأجری و بی ماشینی کشیده و حالا تازه خونه دار و ماشین دار شده، خیلی بهتر می فهمه که چی به دست آورده.

...

اونقدری که پدر و مادرا بچه ها شونو دوست دارن، بچه ها والدینشونو دوست ندارن!

اصلا نمی تونن اونقدر دوستشون داشته باشن.

یه روزی بوده که این زن و مرد تنها بودن و بچه ای در کار نبوده،

حالا این بچه پا به زندگی اونا گذاشته،

این زن و مرد، روزهای بدون اونو تجربه کردن و قشنگ می فهمن که چقدر این بچه به زندگیشون طراوات و نشاط و شیرینی داده...

اما این بچه از زمانی که چشم باز کرده، این زن و مردِ مهربون رو بالای سر خودش دیده که بی هیچ منّتی از همۀ وجودشون براش مایه میذارن...

برای همین گرچه بچه هم پدر و مادرش رو دوست داره، اما اصلا قابل مقایسه با عشق و علاقۀ پدر و مادرش نیست...

 

بِلا تشبیه، بِلا تشبیه، جریان «خدا» و «بنده» هاش یه جورایی همینطوریه...

ما اصلا نمی تونیم اونقدری که خدا دوستمون داره و عاشقمونه، بهش علاقه داشته باشیم،

اصلا نمی فهمیم واقعا خدا چقدر دوستمون داره...

 

در حدیثی قدسی اومده که خدا به حضرت داوود گفت:

«اى داوود! اگر آنان که از من رویگردان شده اند، مى دانستند که چگونه در انتظارشان هستم و چه مهرى نسبت به آنان دارم و چه قدر مشتاقم که معصیتشان را ترک کنند، از اشتیاق من مى مردند و در راه محبّتم، بند از بندشان جدا مى شد.
اى داوود! این اراده من است درباره کسانى که از من رویگردان شده اند. پس اراده ام درباره روى آورندگان به من، چگونه است؟
اى داوود! بیشترین نیاز بنده به من، هنگامى است که از من احساس بى نیازى کند. بیشترین مهربانى من به بنده، هنگامى است که از من رویگردان شود و بیشترین ارجمندى بنده ام نزد من، هنگامى است که به سوى من بازگردد. [1]

 

دقیقا رابطۀ امام زمان (علیه السلام) با مردم جهان (نه فقط شیعیان) همینطوره...

اونقدری که ایشون ما رو دوست دارن، ما اصلا به مخیّلمون هم خطور نمیکنه،

لذا از امام مهربانیها حضرت اباالحسن الرضا (علیه السلام) اینطور روایت شده:

«الإِمامُ الأَنیسُ الرَّفیقُ ، وَالوالِدُ الشَّفیقُ ، وَالأَخُ الشَّقیقُ ، وَالاُمُّ البَرَّةُ بِالوَلَدِ الصَّغیرِ» [2]:

امام همدمی نرمخو (و اهل مدارا)، پدری مهربان، برادری یکسان (و تَنی) و مادری نیکوکار به فرزند کوچکش است!

تا حالا چقدر به امامِت به چشم مونس و رفیق و برادر و پدر و مادر (اونم بهترینشون) نگاه کردی؟!

چقدر شاعر قشنگ گفته:

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد              ای مهربان تر از پدر و مادرم «حسین»

خدایا ببخش...

#حدیث_کده

#خانواده_کده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] «أوحَى اللّه ُ إلى داودَ علیه السلام: یا داودُ، لَو یَعلَمُ المُدبِرونَ عَنّی کَیفَ انتِظاری لَهُم ورِفقی بِهِم وشَوقی إلى تَرکِ مَعاصیهِم لَماتوا شَوقا إلَیَّ، وتَقَطَّعَت أوصالُهُم مِن مَحَبَّتی. یا داودُ، هذِهِ إرادَتی فِی المُدبِرینَ عَنّی، فَکَیفَ إرادَتی فِی المُقبِلینَ عَلَیَّ؟! یا داودُ، أحوَجُ ما یَکونُ العَبدُ إلَیَّ إذَا استَغنى عَنّی، وأرحَمُ ما أکونُ بِعَبدی إذا أدبَرَ عَنّی، وأجَلُّ مایَکونُ عَبدی إذا رَجَعَ إلَیَّ»؛ المحَجَّة البَیضاء، ج8، ص 62.

[2] اصول کافی، ج1، ص 200؛ الغیبة نعمانی، ص 219.