محمد هادی بیات

ما مدّعیان صف اوّل بودیم...

۴۶ مطلب با موضوع «حدیث کده» ثبت شده است

سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۰، ۰۶:۱۲ ب.ظ

پس از یک عمر گناه...

یکی از امیدوار کننده ترین فرازهای دعای زیبای عرفۀ امام حسین (علیه السلام)، آنجاست که می فرماید:

 

«یَا مَنِ اسْتَنْقَذَ السَّحَرَةَ مِنْ بَعْدِ طُولِ الْجُحُودِ وَ قَدْ غَدَوْا فِی نِعْمَتِهِ یَأْکُلُونَ رِزْقَهُ وَ یَعْبُدُونَ غَیْرَهُ وَ قَدْ حَادُّوهُ وَ نَادُّوهُ وَ کَذَّبُوا رُسُلَهُ»

 

یعنی: ای کسی که ساحرانِ فرعون را نجات داد (و بخشید)، پس از سالها انکار (و کفر)؛ و چنان بودند که متنعّم به نعمتهای خدا بودند که روزیش را می خوردند ولی پرستش دیگری را می کردند و با خدا دشمنی و ضدیّت داشتند و رسولانش را تکذیب می کردند...

 

 

خدایا، تو که چشمانت را به یک عمر کفر و عصیان ساحران فرعون بستی و نجاتشان دادی، از گناهان و تقصیرهای ما هم بگذر و ما را عاقبت بخیر کن...

 

#حدیث_کده

۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۰۰ ، ۱۸:۱۲
محمد هادی بیات
چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۲:۵۳ ب.ظ

چقدر فاصله داریم!

چقدر از اون کسی که سنگ محبتّش رو به سینه می زنیم فاصله داریم!!!

جای بسی تأسّف!

از علی (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «...به من خبر رسیده یکى از سربازان معاویه به یک زن مسلمان حمله کرده و دیگرى به زنى غیر مسلمان که با مسلمانان هم پیمان بوده است و سپس طلاهاى او را از بدنش بزور بیرون آورده است و زن تنها وسیله ى دفاعش التماس، خواهش و گریه و درخواست کمک بوده است. سربازان معاویه بدون رنج و زحمت و بدون ریختن یک قطره خون و زخم دیدن با دست پر بازگشته اند. اگر مرد مسلمانى از این پس از روى تأسف و غصه بمیرد سزاوار است و سرزنش نمى شود. بسیار جاى تعجب است بخدا سوگند اتحاد اینان در راه باطل و اختلاف و متفرق بودن شما در راه حق قلب را ریشه کن میکند و غم را افزایش مى دهد...» [1]

 

یا امیر المؤمنین، کجائید آقا که ببینید زنان و کودکان مسلمان را پیش چشم خانواده هایشان به خاک و خون می کشند و اصلا عین خیالمان نیست!!!

چطور شما توقّع دارید از اهانت شدن به یک زن غیر مسلمانِ هم پیمان با مسلمانان جان دهیم؟!

چطور شما توقّع دارید از این بی تفاوتی مسلمین بمیریم؟!

...

أَیْنَ‏ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاء؟

#ایران_شریک_غم_افغانستان

#شیعیان_هزاره

#حدیث_کده

___________________

[1] خطبه 27 نهج البلاغه: «...فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیرا...»

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۵۳
محمد هادی بیات
پنجشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۹، ۰۶:۲۷ ق.ظ

پس از چشم باز کردن

میدونی اوّلین کاری کاری که وقتی صبح یا سحر از خواب بیدار میشیم باید انجام بدیم چیه؟

(یه لحظه واقعا بهش فکر کن و به این سؤال جواب بده)

.

.

.

.

اولین کاری که سفارش شده به محض اینکه چشم باز کردیم انجامش بدیم، اینه که سر به سجده بذاریم و از خدا تشکر کنیم!

تشکّر از اینکه عمر دوباره به ما داد و هنوز فرصت داریم که بهش نزدیک بشیم.

 

مرحوم شیخ عبّاس قمی، در مفاتیح الجنان آورده:

«چون مومن از خواب برخاست، برای خدای متعال سجده کند و خوب است در این حال یا در حال برداشتن سر از سجده بگوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ الَّذِی‏ أَحْیَانِی‏ بَعْدَ مَا أَمَاتَنِی‏ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی رَدَّ عَلَیَّ رُوحِی لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَه‏ُ» [1]:

تمام ستایش ها برای خداست که زنده‌ام کرد، پس از آن‌که مرا میراند و بازگشت همه پس از مرگ به سوی اوست؛ تمام ستایش ها برای خداست که روحم را بازگرداند تا حمد او را بجا آورده و بندگی اش را بکنم.

#حدیث_کده

_____________________

[1] مفاتیح الجنان، کیفیت نماز شب و نیز: مصباح المتهجّد، ج1، ص127.

۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۹ ، ۰۶:۲۷
محمد هادی بیات
شنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۹، ۰۶:۳۹ ق.ظ

پیشگیری یا درمان؟!

قبول دارید که پیشگیری بهتر از درمانه؟

 

حرف کاملا منطقی و درستی به نظر می رسه.

طبیعتا هزینۀ درمان، و انرژی و توانی که از آدم میگیره، خیلی بیشتر از پیشگیریه؛ پس پیشگیری بهتر از درمانه.

 

«گناه نکردن» در حکم همون پیشگیری و «توبه» در حکم درمانه.

به همین دلیل، از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) روایت شده:

«تَرْکُ الذَّنْبِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْمَعُونَةِ [التَّوْبَةِ]» [1]:

گاهی آدم از گناهش توبه میکنه، امّا اثر وضعی اون گناه تا مدّتها تو وجودش هست.

گاهی آدم از گناهش توبه میکنه، امّا فکرش به این سادگیا از ذهنش بیرون نمیره.

گاهی آدم از گناهش توبه میکنه، ولی حق و حقوق مردم رو که این وسط ضایع کرده، به سختی می تونه جبران کنه.

و و و

#حدیث_کده

________________________

[1] نهج البلاغه، حکمت 170.

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۹ ، ۰۶:۳۹
محمد هادی بیات
دوشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۹، ۰۶:۱۷ ق.ظ

دو گانه ی دین و دنیا!

تَهِ ذهنمون، ممکنه این مطلب جا خوش کرده باشه که:

بعضی چیزا چندان با هم جور در نمیان، مثلا: یکیش همین «دین و دنیا»؛

یعنی بالاخره اگه آدم بخواد واقعا اهل دین و دیانت باشه، نمی تونه اونطوری که باید، از دنیا بهره ببره!

و اگه بخواد واقعا اهل دنیا و لذّتهای دنیایی باشه، نمی تونه اونطوری که باید، به مسائل دینی بپردازه!

 

همین دوگانه، راجع به «علم و ثروت» و «دین و سیاست» و خیلی چیزای دیگه هم هست.

 

امّا واقعیتش اینه که اسلام اصلا چنین نظری نداره، و بین اینها نه تنها ضدیّتی نمی بینه، بلکه به هر دوشون هم تشویق می کنه.

 

از امام رئوف، علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) روایت شده:

«لَیْسَ‏ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لِدِینِهِ وَ دِینَهُ لِدُنْیَاه» [1]:

[اصلا] کسی که دنیایش را بخاطر دینش یا دینش را بخاطر دنیا ترک کند، از ما نیست!

 

رسما دارن میفرماین ما حقّ نداریم بخاطر دین، از دنیامون کم بذاریم، و یا بخاطر دنیا از دین.

باید به هردوتاشون خوب خوب برسیم.

دین و دنیا هر دوتاشون لذّت بخش هستن، و ما به هردوی اینها نیاز داریم.

شخصِ خداوند متعال میفرماید:

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ...» [2]:

[ای پیامبر، به مردم] بگو: چه کسی استفاده از زینت ها روزی های پاک و پاکیزه ای که خدا برای بندگانش آفریده را ممنوع کرده است؟ بگو: این نعمتها در زندگی دنیا، برای مؤمنان است و دیگران هم استفاده می کنند، اما روز قیامت تنها برای مؤمنان است...

 

در اینکه آخرت فقط برای مؤمنانه که هیچ شکی نیست! طبیعتا هرچی آدم مؤمن تر بوده باشه، بهره اش تو بهشت هم بیشتره، اما نکتۀ جالش اینجاست که خدا میگه بابا من دنیا رو هم برای تو آفریده بودم، و اگه دیدی دیگرانی هم دارن استفاده میکنن، صدقه سر شما بوده ها !!!

#آیه_کده

#حدیث_کده

#شبهه_کده

_____________________

[1] الفقه المنسوب الی الامام الرضا (علیه السّلام)، ص 337.

[2] الاعراف: 32.

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۹ ، ۰۶:۱۷
محمد هادی بیات
يكشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۹، ۰۷:۲۴ ق.ظ

از کلّه ی سحر!

شده تا حالا صبح علی الطلوع، تصمیم بگیرید برید کوهنوردی، پارکی، بیرون شهری، جایی؟

بعد که رفتید، ببینید چند نفری با گرمکن و لباس ورزشی، یا در حال ورزشن، و یا میخوان برگردن؟!

بعد متوجّه بشید که اینا سالهاست که هر روز یا چند روز در هفته برنامشون همینه؟!

 

تو ذهنتون راجع به این افراد چه فکری می کنید؟!

(یه لحظه واقعا فکر کنید لطفا!)

 

غیر از اینه که با خودمون میگیم: عجب آدمای با فکری! عجب آدمای با اراده ای! عجب آدمای آینده نگری!

برای اینکه همیشه سالم و سرِحال و سلامت باشن و مریضی دیرتر به سراغشون بیاد، از کلّۀ سحر میان ورزش!

و تَهِ دلمون دوست داریم که کاش ما هم چنین عزم و اراده ای داشتیم و...

 

حالا فرض کنید همون صبح زود دارید به مقصد کوه از شهر خارج میشید،

بعد از کنار یه مسجد رد میشید که مردم، بعد از نماز صبح دارن از مسجد خارج میشن و هوا هنوز تاریکه!

 

تو ذهنتون راجع به این آدما چه فکری می کنید؟!

(یه لحظه واقعا فکر کنید لطفا!)

 

آیا با خودمون میگیم: عجب آدمای دور اندیشی؟! یعنی حاضرن برای آخرتشون از الآن کار کنن؟!

چه اراده ای دارن که از خواب ناز دل بریدن؟!

آیا غیر از اینه که اینا هم مثل همون ورزشکارا می مونن؟ و حتّی آینده نگر تر!

 

بی خود نیست که در روایت، یاران امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) اینگونه توصیف شده اند:

«...لُیُوثٌ بِالنَّهَارِ رُهْبَانٌ بِاللَّیْل‏ِ...» [1].

و آیا دلمون میخواد که ما هم...؟

اللهمَّ ارزقنا...

#حدیث_کده

______________________

[1] منتخب الأنوار المضیئة فی ذکر القائم الحجّة (علیه السلام‏)، (قرن 8)، ص 195؛ بحار الانوار، ج 52، ص 386.

۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۹ ، ۰۷:۲۴
محمد هادی بیات
سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۹، ۰۶:۵۲ ب.ظ

تأثیری در حدّ خلود!!

بعضی چیزا تو زندگی ما خیلی اثر گذارن، اما اونقدری که باید، بهشون توجّه نمی کنیم.

و یا حتّی اصلا نمیدونیم چنین اثرات بزرگ و عمیقی دارن!!

 

نمونش همین مسئلۀ «نیّت».

بله، نیّت.

 

نیّت یعنی حقیقت و روح یک عمل؛ انگیزۀ و قصد انجام اون؛ که میتونه خدایی باشه، یا ریایی! میتونه مخلصانه باشه یا مشرکانه!

در روایت اومده:

«نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ»[1] و «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ‏ بِالنِّیَّاتِ»[2]:

نیّت مومن از عملش بهتر است و همانا اعمال بستگی به نیّت­ها دارند.

 

اما اینکه گفتم نیّت اثرات بزرگ و عمیقی در زندگی ما داره رو به این جهت گفتم که از امام صادق(علیه السلام) روایت شده:

«إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِی النَّارِ لِأَنَّ نِیَّاتِهِمْ کَانَتْ فِی الدُّنْیَا لَوْ خُلِّدُوا فِیهَا أَنْ یَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً؛

وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِی الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِیَّاتِهِمْ کَانَتْ فِی الدُّنْیَا لَوْ بَقُوا أَنْ یُطِیعُوا اللَّهَ أَبَداً مَا بَقُوا؛

فَالنِّیَّاتُ تُخَلِّدُ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ...»[3]:

همانا جهنّمیان در آتش جاودانه اند، بخاطر نیّتهایشان در دنیا، چرا که نیّتشان این بوده که اگر در دنیا زندگی جاودانه داشتند، تا ابد معصیت و نافرمانی خدا را بکنند؛

و همانا بهشتیان در بهشت جاودانه و مخلّد اند، بخاطر نیّتهایشان در دنیا، چرا که نیّتشان این بوده که اگر در دنیا باقی بمانند، تا ابد از خداوند متعال اطاعت کنند؛

پس نیّتها هر دو گروه را در جای خود جاودانه می کند...

 

نیّت، اثر مستقیم در ابدیّت ما داره، تأثیری در حدّ خلود!

اینه اون مسئلۀ بسیار اثر گذاری که کمتر بهش توجّه داریم.

#حدیث_کده

____________________

[1] مصباح الشریعة، ص 53.

[2] مُنیة المرید، ص 132.

[3] المحاسن، ج 2، ص 331.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۹ ، ۱۸:۵۲
محمد هادی بیات
چهارشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۰۴ ق.ظ

چند لحظه قبل از پرت شدن از کوه!

نمیدونم تا حالا براتون اتفاق افتاده که توی کوهنوردی، شرایطی براتون پیش بیاد که نه بتونید برید بالا و نه بیاین پایین؟!!

نه بتونید قدم از قدم بردارید و نه جرئت داشته باشید که به پایین نگاه کنید!!

وقتی آدم در یک قدمی مرگ قرار میگیره، اگه اونطوری که باید، از عمرش استفاده نکرده باشه، یه ترس خاصی میاد سراغش و خاطراتش در کسر از ثانیه براش مرور میشه و به کارهایی که دوست داشته انجام بده و نداده فکر میکنه...

 

دقّت کردین ما هر شب تا دم مرگ میریم؟!

اما اصلا حسّ لب پرتگاه قرار گرفتن نداریم!؟

 

«وَ هُوَ الَّذی یَتَوَفَّاکُمْ‏ بِاللَّیْلِ وَ یَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فیهِ لِیُقْضى‏ أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُمَّ یُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏َ» [1]:

او کسی است که شبها وقت خوابیدن، جانتان را میگیرد؛ درحالیکه کارهای در طولِ روزتان را میداند. روز که شد، وقت بیدار شدن جانتان را بر میگرداند تا آن هنگام که مرگ حتمی برسد. دست آخر، بسوی اوست بازگشتتان. بعد، شما را از کارهایتان با خبر میکند.

 

در روایت هم اومده: «... فَإِنَّ النَّوْمَ‏ أَخُ‏ الْمَوْت‏ِ...» [2]:

همانا خواب، برادر مرگه!

 

میخوام اینو بگم که اگه ما چندان عادت نداریم که به مرگ فکر کنیم،

لا اقل وقتی که در یک قدمی اون قرار گرفتیم و تا چند لحظۀ دیگه قراره واقعا روح از بدنمون جدا بشه، به مرگ فکر کنیم.

شاید هیچ زمانی در طول شبانه روز، برای فکر کردن به مرگ، بهتر از قبل از خوابیدن نباشه.

اللهم ارزقنا...

#آیه_کده

#حدیث_کده

_________________________

[1] الانعام: 60.

[2] بحار الانوار، ج73، ص 189.

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۹ ، ۰۹:۰۴
محمد هادی بیات
سه شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ۰۵:۱۲ ب.ظ

دشمنی از جنس همسر!

روایت شده که خداوند متعال، حضرت هود (علیه السلام) را برای هدایت قوم بت پرست «عاد» فرستاد. اما آنها نه تنها به او ایمان نیاورده، بلکه به آزار و اذیت او نیز پرداختند. خداوند نیز به مدت هفت سال آن قوم را دچار قحطی نمود.

حضرت هود (علیه السلام) کشاورز بود و همسری مسنّ داشت که از یک چشم نابینا بود.

گروهی از قحطی زدگان در جستجوی هود (علیه السلام) به خانۀ حضرت آمدند.

همسرش به آنان گفت: شما چه کسانی هستید؟

گفتند: ما از فلان بلاد هستیم که سرزمینمان خشک شده و آمده ایم نزد هود (علیه السلام) که برایمان دعا نماید، باران ببارد و سرزمینمان سرسبز شود.

همسر هود (علیه السلام) در پاسخ آنان با گستاخی گفت: اگر دعای او به اجابت می رسید، برای خودش دعا می کرد که زمین هایش در آتش کم آبی در حال سوختن است.

آنان گفتند: بگو کجاست؟

گفت: فلان موضع.

آنان به نزد هود آمدند و گفتند: ای پیامبر خدا! سرزمین ما خشک شده و باران بر ما نمی بارد، از خدا بخواه که بلاد ما را سرسبز گرداند.

هود (علیه السلام) آمادۀ نماز شد و نماز خواند و برای آنها دعا نمود، سپس به آنها فرمود: به سرزمینتان برگردید، چرا که باران رحمت الهی آغاز گشته است.

آنها گفتند: ای نبی خدا! ما به مسئله ای عجیب برخورد کردیم.

حضرت فرمود: چه چیز؟

گفتند: ما در منزل شما زنی بسیار مسنّ و نابینا دیدیم [و ماجرای گفتگوی با او را تعریف کردند].

هود (علیه السلام) در پاسخ آنها فرمود: او همسر من است. من همواره از خداوند طول عمر او را می خواهم.

پرسیدند: به چه جهت؟

فرمود: «چون خداوند هیچ مؤمنی را خلق نمی کند مگر اینکه دشمنی را برای آزار او در کنارش قرار میدهد و این زن دشمن من است، و چنانچه دشمن، کسی باشد که انسان بر او تملّک داشته باشد بهتر است از کسی که انسان در تملّک و سیطرۀ او باشد...» [1].

 

وقتی پای خدا رو در زندگی باز کنیم، تحملِ بزرگترین سختی ها هم بر انسان آسان و امکان پذیر میشه.

#حدیث_کده

#خانواده_کده

_____________________

[1] بحار الانوار، ج11، ص 350-351.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۹ ، ۱۷:۱۲
محمد هادی بیات
دوشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ۱۱:۲۳ ق.ظ

یعنی واقعا در هر حالی؟!

چند وقت پیش (با رعایت شیوه نامه های بهداشتی) رفته بودم خونۀ یکی از اقوام که حالی ازشون بپرسم.

پسرشون حمّام بود و داشت آواز می خوند که یه دفعه زد تو فاز مدّاحی و اسم امام زمان و اینا رو داشت می آورد که یه دفعه پدرش از جا پرید و رفت سمت حموم و با نگرانی گفت: «نخون بچه جون! آدم که تو حموم اسم اهل بیت رو نمیاره،... میگم نخون!!»

بعد با همون حالت نگرانی و اضطراب اومد نشست و زیر لب همش استغفار میکرد و از این کار پسرش عصبانی بود!

 

گفتم حاجی جون، مگه چه اشکالی داره؟!

انگار که اصلا توقع نداشت همچین حرفی رو از من بشنوه!!

با تعجب گفت: معلومه دیگه! زشته تو حموم. یعنی چی آخه...

گفتم: حاجی، حموم که خوبه؛ حتی در حال تخلّی (دستشویی) هم دعاهایی وارد شده که مستحبه خونده بشه که بارها اسم خود خدا در اون دعاها تکرار شده [1].

گفت: آره، یه بار دیدم تو یه دستشویی عمومی یه برگه ای چسبونده بودن که همین دعا ها رو توش نوشته بود. نمیدونم کی از خودش این دعاها رو درآورده و کدوم احمقی چسبونده بود تو دستشویی!

 

حالا این من بودم که از تعجب شاخ در آوردم!!!

گفتم: حاجی، کی از خودش در آورده یعنی چی؟! اهل بیت فرمودن.

خاتم المحدّثین، شیخ عباس قمی هم تو مفاتیح آورده [2].

اصلا خیلی جالبه که بدونید، حضرت موسی (علیه السلام) هم همین مطلب براش مسئله شده بود، لذا یه روز به خدا عرضه میدارد:

«إِلَهِی إِنَّهُ یَأْتِی عَلَیَّ مَجَالِسُ أُعِزُّکَ وَ أُجِلُّکَ أَنْ أَذْکُرَکَ فِیهَا»:

خدایا، همانا گاهی من در شرایطی هستم که شأن تو را بزرگتر و بالاتر از آن میدانم که به یاد تو باشم (ذکرت را بجا آورم).

«فَقَالَ یَا مُوسَى إِنَ‏ ذِکْرِی‏ حَسَنٌ‏ عَلَى‏ کُلِ‏ حَال‏ٍ» [3]:

خداوند تبارک و تعالی فرمودند: ای موسی، همانا ذکر و یاد من، در هر حالتی نیکوست.

 

به قول آیت الله مصباح یزدی:

«در بعضی از حالات، که شاید به گمان انسان از زشت ترین حالات باشند، مستحب است که انسان با یاد خدا کار خود را انجام دهد. یاد خدا در هیچ کاری زشت نیست، خصوصا با توجه به این که ما نمی توانیم هیچ چیز را از خدا مخفی کنیم. ما زمانی باید از کسی خجالت بکشیم که کاری، که در نظر آن فرد زشت تلقی می شود، انجام دهیم. ممکن است کاری نسبت به شخصی زشت باشد، اما نسبت به شخصی دیگر نه. مثلاً، رابطه ای که همسر با همسر خود دارد، برای او زشت نیست، اما اگر این رابطه را با دیگری داشته باشد زشت است. در روابط زناشویی حیا و خجالت کشیدن معنایی ندارد. این نوع خجالت کشیدن مذموم است...» [4].

 

با این همه، بنده خدا قانع نشد و مطلب براش خیلی سنگین بود.

واقعا نمیدونم چرا گاهی وقتا ماها از اهل بیت هم، اهل بیتی تر میخوایم بشیم!

#خاطره_کده

#حدیث_کده

#شبهه_کده

_______________________

[1] الفقه المنسوب الی الامام الرضا (علیه السلام)، ص 78.

[2] مفاتیح الجنان، باقیات الصالحات، آداب بیت الخلاء، (لینک)

[3] اصول کافی، ج 2، ص 497.

[4] مجله معرفت، شماره 54، تفاوت حیاء با خجالت، (لینک)

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۲۳
محمد هادی بیات
جمعه, ۱۴ آذر ۱۳۹۹، ۰۷:۰۸ ق.ظ

واقعا «هر کسی را بهر کاری ساختند»؟!

شاعر میگه: «هر کسی را بهر کاری ساختند».

تا حالا شده از خودمون سؤال کنیم که واقعا من رو برای چه کاری ساختن؟!

من باید تو این دنیا چه کار بکنم؟

کدوم قطعه از پازل این دنیا قراره به وسیلۀ من تکمیل بشه؟

تا حالا چقدر نگران این مسئله بودیم که نکنه تو این دنیا مشغول کاری بشیم که اصلا توقعش رو از ما نداشتن؟!

اصلا گفتۀ این شاعر چقدر میتونه درست باشه؟

 

در دعایی که از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده، ایشان به خداوند متعال اینگونه عرضه میدارند:

«...اللَّهُمَّ فَرِّغْنِی‏ لِمَا خَلَقْتَنِی‏ لَهُ‏ وَ لَا تَشْغَلْنِی بِطَلَبِ مَا قَدْ تَکَفَّلْتَ لِی بِه‏ِ...» [1]:

خدایا به من فرصت بده تا به آن چیزی بپردازم که تو من را به خاطر آن خلق کردی، و من را به اموری که تو خود برای من عهده‌دار آنها شده‌ای، مشغول نکن.

 

و یا در دعای دیگری که از اهل بیت (علیهم السلام) روایت شده، آمده:

«...وَ اجْعَلْ یَا رَبِّ رِزْقَکَ لِی وَاسِعاً وَ مَطْلَبَهُ سَهْلًا وَ مَأْخَذَهُ قَرِیباً وَ لَا تُعَنِّنِی بِطَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِی فِیهِ رِزْقاً فَإِنَّکَ غَنِیٌّ عَنْ عَذَابِی وَ أَنَا فَقِیرٌ إِلَى رَحْمَتِک‏...» [2]:

خدایا، روزی ات را بر من گسترده و راه رسیدن و بدست آوردن آنرا آسان و نزدیک قرار بده و مرا در انجام کاری که رزق مرا در آن قرار نداده ای رها نکن که همانا تو از عذاب کردن من بی نیازی در حالیکه من به رحمت تو محتاجم...

 

دقت کردین؟

تو دعای دومی، وقت گذاشتن برای کاری که از ما خواسته نشده رو یه جور عذاب الهی معرفی میکنه! یعنی تا این حدّ مهمه!

اللهم ارزقنا...

#حدیث_کده

_______________________

[1] المقنعة (شیخ مفید، قرن 4)، ص 177.

[2] المصباح المتهجّد (شیخ طوسی، قرن 4)، ج 1، ص 109.

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۹ ، ۰۷:۰۸
محمد هادی بیات
دوشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۹، ۰۷:۴۸ ق.ظ

راز سرویس بهداشتی!

گلاب به روتون، گلاب به روتون؛

اگه کسی از ما بپرسه: «برای چی میری دستشویی؟»،

میگیم خب معلومه دیگه! و اصلا جوابشم نمیدیم.

اما واقعا فقط برای همین میریم دستشویی؟

 

حقیقتش اینه که فقط این نیست؛ بلکه میریم دستشویی تا به یک مسئلۀ کلیدی فکر کنیم،

و اون چیزی نیست جز «تکبّر»!

از امام اول (علیه السلام) روایت شده:

«عَجِبْتُ لِابْنِ آدَمَ أَوَّلُهُ‏ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ‏ جِیفَةٌ وَ هُوَ قَائِمٌ بَیْنَهُمَا وِعَاءً لِلْغَائِطِ ثُمَّ یَتَکَبَّر» [1]:

در شگفتم از آدمیزاد، که آغازش نطفه اى است و پایانش لاشه اى و در این میان انبار غائط است و با این همه تکبّر مى ورزد!

 

بی خود نیست که بعضیا به دستشویی میگن «اتاق فکر».

بله، باید توش فکر کرد،

باید به حامل نجاست بودن خودمون فکر کنیم،

به تکبّر و غرور بیجای خودمون فکر کنیم،

کافی بود که فقط خدا قدرت دفع رو از ما بگیره، تا ببینیم به چه بدبختیی دچار میشیم و عجب نعمت بزرگی داشتیم و اینقدر بهش بی توجه بودیم...

#حدیث_کده

___________________

[1] علل الشرایع شیخ صدوق، ج1، ص 276.

۱ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۹ ، ۰۷:۴۸
محمد هادی بیات
محمد هادی بیات